تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
نيست بلكه تنها شناخت انديشه‌هاى كلى و وقايع مهم در آن دوره كه در روايات آمده ، به صورتى كه بتوان آن را از لحاظ تاريخى اثبات نمود ، كفايت مىكند . از اين رو نمىتوان از پژوهشگر تاريخ پس از ظهور ، انتظار داشت كه بيش از اين وارد جزئيات شود ؛ زيرا به مقتضاى نوع كار و منابعى كه در دسترس اوست ، تنها مىتواند به انديشه‌هاى كلّى و وقايع مهم بپردازد . ( 1 ) ج ) تقسيم از جهت آنچه ما از لحاظ اثبات تاريخى به دنبال آن هستيم . گاهى ما در پى حصول اطمينان از وجود حادثهء مشخصى هستيم و گاهى نيز به روايات معمولى براى اثبات آن حادثه معين بسنده مىنماييم . از اين روى براى ما دو موضع وجود دارد : ( 2 ) موضع اول : هنگامى است كه بخواهيم از وجود حادثهء معينى كه زمان وقوع آن پس از ظهور است ، اطمينان حاصل كنيم . در اين صورت مىتوان به منابع زير تكيه نمود : 1 . ظواهر برخى از آيات قرآن كريم كه به روشنى بر ويژگىهاى عدالت اسلامى و خيراتى كه در صورت پياده شدن احكام اسلامى به بشريت مىرسد ، دلالت مىكند . 2 . روايات متعددى كه همگى يك حادثه معيّن را نقل مىكنند به طورى كه يكى بر ديگرى قرينه است و آن را تصديق مىكند و در مجموع ، موجب اثبات تاريخى مىباشد . 3 . اخبارى كه شيعه و سنّى روايت كرده‌اند به شرط آن كه بر نقل يك حادثه معيّن توافق داشته باشند . هر چند تعداد اين روايات كم است ولى براى اثبات آن حادثه معيّن ، كافى مىباشد . شرايط روايت و راويان در هر مذهبى ، ويژه همان مذهب است و همين امر موجب اختلاف در نقل روايات مىشود ؛ در نتيجه هرگاه آنها بر نقل مضمون خبرى واحد توافق نمايند ، تا حدّ بسيار زيادى از خطا و اشتباه دور خواهيم ماند . 4 . خبرى كه اصول اسلامى آن را تأييد مىكند و در نتيجه براى اثبات تاريخى كافى مىباشد . مانند اخبارى كه مىگويد امام مهدى عليه السّلام اسلام را همانطور كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده ، پياده خواهد نمود . در نتيجه ، اين روايت و امثال آن مطابق نظر اسلام مىباشد كه آموزه‌هايش تا پايان زندگى بشر ماندگار است . 5 . قواعد كلّى اسلامى كه بر اساس آنها در علومى هم چون فقه و كلام ، استدلال مىشود . ( 3 ) حال اگر اين قواعد در محل خودش اثبات شود ، بر اساس آن مىتوان به نتايجى رسيد . مانند قاعده‌اى كه صدور حكم قضايى را تنها پس از استماع سخن شهود و ارائه ادله جايز مىداند كه بر اين اساس ، رواياتى كه مىگويد : « امام مهدى عليه السّلام بدون استماع سخن شهود و ارائه ادلّه ، قضاوت مىكند » ، ردّ مىشود . هم چنان كه توضيح آن خواهد آمد . در نتيجه هرگاه منابع فوق به همراه نتايجش گرد هم آيند ، طرح كلى ما دربارهء تاريخ پس از ظهور