مشتاقانه قدم برداريم .
( 1 ) اينجا دهها پرسش در برابر ما و هر كسى كه با زندگى پيچيده و مدرن عصر جديد مواجه است ، خودنمايى مىكند .
آيا امام مهدى عليه السّلام همين تشكيلات و نظم جهانى را با همه قلمروهاى متفاوتش خواهد پذيرفت يا آن كه او براى جهان چهرهء ديگرى را ترسيم خواهد نمود و از نو عالمى ديگر خواهد ساخت ؟
هرگاه اين بررسىها بتواند برخى از گرههاى بحث را بگشايد و به تعدادى از اين پرسشها پاسخ دهد ، ما به خواستهء خويش رسيدهايم .
( 2 ) در اين صورت ، سخن از تاريخ پس از ظهور ، يعنى : 1 - آگاه شدن از روز اصلاح جهان به دست امام منتظر عليه السّلام و اين نيز يعنى پرداختن به نتايج نهايى كه انديشه مهدويت ، عهدهدار تحقق بخشيدن به آنهاست ؛ 2 - شرح و تبيين زندگى انسان آرمانى اسلام در آينده درخشانى كه در انتظار اوست .
( 3 ) ايمان و باور ويژه به نظريه مهدويت - هم چون اعتقاد شيعه به غيبت طولانى مهدى موعود عليه السّلام - پيش شرط مطالعه و پژوهش در اين تاريخ نيست ؛ زيرا مىتوان تصور نمود امام عليه السّلام به وظايف خود پس از ظهور عمل كند ، چه پيش از آن غايب بوده باشد و چه نباشد . « 1 » از اين رو ثمرات اين بحث شامل همهء مسلمانانى مىشود كه به انديشه مهدويت به شكل عام ايمان دارند ؛ بلكه حتى نسبت به غير مسلمانانى كه منتظر منجى جهانىاند ، تأثير قابل ملاحظهاى دارد .
( 4 ) از زاويهاى ديگر ، اهميت بحث در آنجا آشكار مىشود كه تلاش كنيم هر آنچه در مورد حوادث و رويدادهاى روز ظهور و پس از آن گفته شده يا مىشود از افسانهها و خرافات پاكسازى شود .
همچنين كوشش نماييم تنها به مطالبى كه با دليل به اثبات رسيده اكتفا و سخنان بىپايه و اساس را ردّ كنيم .
( 5 ) همچنين ثمره اين بحث در ارتباط محكم بين روز موعود و اهداف بزرگى كه عالم و آدم براى آن آفريد شده است آشكار مىگردد ؛ همان اهدافى كه كاروان انبيا ، اوليا ، شهدا و همه مصلحان تاريخ ، موظف به حركت در آن مسير بودهاند .
( 6 ) پس از اين روشن خواهد شد كه روز ظهور ، يك رويداد تصادفى و غير منتظره و يا يك تقدير كور و بدون برنامه قبلى نيست ، بلكه نتيجه طبيعى ارادهء پروردگار در برنامه كلى خويش است كه پيامبران در زمينهسازى آن مشاركت كرده و به خاطر آن ، اديان الهى را تبليغ نموده و در راهش فداكارى و جانفشانى كردهاند .
( 7 ) ثمره ديگر بحث آن است كه شخص پس از آگاهى از آن مىتواند در مورد ويژگىهاى امام
هامش
( 1 ) . اين صرفا يك فرض است و گرنه همانطور كه در تاريخ الغيبة الكبرى ( ص 501 به بعد ) گفته و استدلال آوردهايم ، غيبت طولانى امام عصر عليه السّلام در تكامل رهبرى ايشان و اقدامات عدالت محور آن حضرت در روز موعود ، تأثيرگذار مىباشد .