ظهور خواهد كرد و زمين را از قسط و عدل لبريز مىنمايد هم چنان كه از ستم و جور آكنده شده باشد .
( 1 ) اين سه رويكرد در جوهر خويش يكى است و اشاره به مفهومى واحد دارد كه در برنامهء كلى الهى مندرج است ؛ اديان گذشته به آن بشارت دادهاند و اسلام آن را تأييد كرده است . البته اين اختلافها ناشى از شرايط خاصى است كه نوعى ارتباط با تربيت فكرى بشر دارد . « 1 »
به هر روى شايسته است در استدلال بر وقايع آينده ، از اصول مشترك و مسلّم در بين اين سه رويكرد بهره ببريم تا سخن ما براى آنها تا حد امكان ، قابل قبول باشد . هر چند تا حد زيادى ، شناخت اصول مشتركى كه بيانگر مفهوم كلى مهدويت باشد ، مشكل مىباشد و اين به دليل عدم توافق بر امور مشتركى است كه بتوان بحث را از آنجا آغاز كرد .
( 2 ) با اين حساب ، بررسى همه جزئيات حوادث روز موعود و اقداماتى كه پيشواى منتظر به آن دست خواهد زد ، نشدنى است ولى در نهايت آنچه به طور اجمال مىتوان شناخت و بر آن توافق كرد ، « اجراى عدالت در زمين » است .
آرى ، اگر فقط به ديدگاه يهود و مسيحيت و اسلام در مورد مصلح منتظر بسنده كنيم ، مىتوان از برخى اصول مشترك و مورد توافق آغاز كرد و به بعضى جزئيات وقايع روز موعود نيز رسيد ؛ مانند آن كه در احاديث اسلامى آمده است : در آن روز ، مسيح عليه السّلام از آسمان فرود مىآيد .
( 3 ) اما از رهگذر رويكرد دوم و سوم مىتوان به جزئيات حوادث روز موعود ، استدلال نمود و به اصول مشترك بسيارى دست يافت . در اين استدلالها ، منبع مورد توافق آيات قرآن كريم است كه وعدهء روزى را داده كه اسلام عدالت محور ، پياده خواهد شد و نيز رواياتى كه مورد پذيرش اماميه و غير اماميه است .
( 4 ) گفتنى است اخبار اماميه ، بسيار بيشتر از روايات غير اماميه ، به نقل حوادث پس از ظهور پرداخته است . به ويژه آنجا كه از امام مهدى عليه السّلام و ياران و اقدامات آن حضرت ياد مىكند . گرچه در اخبار غير اماميه هم در مورد مسيح عليه السّلام ، دجال و نشانههاى قيامت فراوان سخن رفته است .
( 5 ) ب ) تقسيم از لحاظ محدودهء حوادثى كه به دنبال دستيابى به آن و اثبات تاريخىاش هستيم . اگر در پى كليات و نيز جزئيات تاريخ پس از ظهور و ذكر وقايع آن و سخنان افراد شاخص آن دوره باشيم ، بايد گفت اين خواستهاى است غير ممكن كه فراراهش بن بست قرار دارد ؛ زيرا در زنجيرهء اخبار تاريخ پس از ظهور ، حلقههاى فراوانى مفقود مىباشد .
اينك اما پرداختن به آن جزئيات ، نه اهميتى دارد و نه مصلحتى و تنها آينده است كه ظرف تحقق آن مىباشد و خداوند بر ايجاد آن تواناست .
بدين ترتيب تحقق هر يك از نتايج بحث از تاريخ پس از ظهور ، منوط به تبيين اين قبيل جزئيات
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، تاريخ الغيبة الكبرى ، ص 251 تا آخر فصل .