( 1 )
مقدمه مؤلف
شايد عجيب به نظر رسد كه پژوهندهاى با پرداختن به مسائل فراطبيعى بخواهد تاريخ آينده جهان را در سطورى چند بنگارد . در نظر بسيارى از مردم ، اين تاريخ چيزى فراتر از نقل مجموعهاى از پيشبينىهاى بىپايه و اساس نيست . و چه چيزى بدتر از اين كه پيشبينىهاى آن پژوهنده ، دروغ از آب در آيد و سستى انديشههايش برملا گردد .
( 2 ) در اين صورت شايد بهتر باشد از چنين كارى صرف نظر نموده ، زنجيره حوادث روزگار را به دست سرنوشت بسپارد و گمان مبرد كه مىتواند از وقايع آينده پرده بردارد و يا به عالم غيب نظر افكند .
( 3 ) از سويى ديگر اين امكان نيز وجود دارد كه يأس و نااميدى از فراچنگ آمدن وقايع آينده را از فكر و ذهن زدود و در راه شناخت آن ، با جديّت قدم برداشت . اين تلاش اگر چه در حقيقت روايتگر وقايعى است ناآمده كه تنها « آينده » مىتواند آن را آشكار سازد ، ولى هرگز مدعى شناخت عالم غيب نيست ؛ هم چنان كه پيشبينى صرفى كه پايه و اساسى هم ندارد ، نيست .
براى توضيح بيشتر اين ديدگاه ، آن را از جهات زير بررسى مىكنيم :
الف ) اهميت موضوع .
ب ) روش استدلال .
ج ) مشكلات موجود در اين مبحث .
د ) راههاى برون رفت از اين مشكلات .
( 4 )
الف ) اهميت موضوع
اهميت اين موضوع ( تاريخ آينده جهان ) ، وامدار اهميت بحث دربارهء امام مهدى عليه السّلام مىباشد ؛ زيرا اين تاريخ يكى از شاخههاى مباحث مهدويت است .
اساس شكلگيرى انديشهء مهدويت چنان است كه امام مهدى عليه السّلام يگانه مصلح جهان در روزگاران آينده مىباشد . و هموست كه بساط ستم را برمىچيند و طومار تاريكى را در هم مىپيچد و نور و سرور را به اهل زمين ارزانى مىدارد . در نتيجه رواست كه براى شناخت رفتارها و اقدامات اين مصلح بزرگ در « روز موعود » و نيز روشها و سياستهايش در تدبير و رهبرى قيام جهانى ،