تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
گوش مىباشد و آن بهترين دانش ماست ( زيرا از اسرار امامت است ) و پيامبرى بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيست ( يعنى با وجود همه علومى كه داريم ، پيامبر نيستيم ) . ( 1 ) نيز كلينى به سند خود از مفضل بن عمر نقل كرده است : قلت لأبى الحسن عليه السّلام عن أبى عبد اللّه عليه السّلام أنّه قال : إنّ علمنا غابر و مزبور ، و نكت فى القلوب و نقر فى الأسماع فقال : أمّا الغابر فما تقدم من علمنا و أمّا المزبور فما يأتينا و أمّا النكت فى القلوب فإلهام و أمّا النّقر فى الأسماع فأمر الملك . « 1 » به امام موسى بن جعفر عليه السّلام عرض كردم : [ فرزند شما ] امام صادق عليه السّلام فرموده است : دانش ما يا مربوط به گذشته است ، يا نوشته شده و يا وارد شده در دل و تأثيرگذار در گوش . امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود : دانش گذشته مربوط به امور پيشين است كه مىدانيم ، و دانش نوشته شده مربوط به آينده است كه هنوز نيامده ؛ اما آنچه به دل وارد مىشود ، الهام است و آنچه در گوش تأثير مىگذارد ، امر فرشته است . آنچه در اين دو روايت مورد نظر ماست - گذشته از نكات عميقى كه دارد - اين است كه « وارد شدن به دل » در روايت دوم ، به « الهام » تفسير شده و در روايت اول به « افكندن در دل‌ها » ؛ و تصريح شده كه اين برترين دانشى است كه به آن بزرگواران عليهم السّلام مىرسد . اين سخن در مورد همه امامان معصوم عليهم السّلام از جمله حضرت مهدى عليه السّلام صادق است . بنابراين ، زمان ظهور به ايشان الهام مىشود . ( 2 ) در كتاب گذشته ، روايتى آورديم به اين مضمون كه هرگاه امام معصوم اراده نمايد چيزى را بداند ، خداوند آن را به او مىفهماند . اين قبيل روايات ، مضمون اخبار بالا را تأييد مىكند . بىشك امام مهدى عليه السّلام در طول دوران غيبت ، خواستار آن بوده است كه زمان ظهورش را بداند ، از اين رو خداوند متعال هم اين خواسته را از راه الهام يا ساير روش‌هايى كه در روايات آمده اجابت مىفرمايد . اگر از معناى اعجازآميز « وارد شدن خبرى در دل » چشم‌پوشى نماييم ، خواهيم توانست آن را بر معانى طبيعى حمل نماييم . در اينجا دو مورد از اين معانى را مىآوريم : الف ) معناى احساسى و عاطفى : انحراف تأسف بارى كه مسلمانان گرفتار آن شده‌اند ، خشم امام عليه السّلام را بر مىانگيزد و همين موجب پديد آمدن حالتى در قلب مباركش مىشود كه او را به ظهور فرا مىخواند . ( 3 ) البته اين به تنهايى نمىتواند توجيهى كافى براى ظهور باشد ؛ زيرا خشم مقدس امام ، تا زمانى كه عصر انحراف به سر نيامده همواره پابرجاست و آن حضرت نيازمند است كه از پيروزى انقلابش در هنگام ظهور به نحوى آگاه و مطمئن گردد و اين چيزى است كه در احتمال اول و سوم به آن پرداخته شده است .
هامش
( 1 ) . الكلينى ، محمّد بن يعقوب ، همان ( نسخه خطى ) .