( 1 ) ب ) معناى عقلى : يعنى آگاهى امام عليه السّلام به فراهم آمدن شرايط ظهور و كامل شدن نشانههاى آن .
اين معنى ، به احتمال سوم كه به زودى مىآيد بازمىگردد و هرگاه مقصود از خبر گذشته ، همين معنى باشد خود دليلى است بر درستى احتمال سوم و دلالت بر معناى اعجازى ندارد . به هر روى ، اين خبرى كه تكيهگاه احتمال دوم بود ، رواياتى مورد اعتماد و وثوق ندارد و حديث ديگرى نيز كه هم مضمون با آن باشد نيافتيم ؛ در نتيجه قابليت اثبات تاريخى را ندارد . بدين ترتيب اين احتمال به دليل كاستىهاى فراوان ، مردود مىباشد .
( 2 ) احتمال سوم : امام مهدى عليه السّلام با فرزانگى و فراست مخصوص به خود ، كه از پدران ارجمندش به ارث برده ، زمان ظهور را تشخيص مىدهد .
اينك ضمن بيان برخى نكتهها ، به اثبات اين احتمال خواهيم پرداخت .
( 3 ) نكته اول : مهمترين شرايط ظهور به طور خلاصه چنين است :
1 - وجود رهبرى پيشرو كه مأموريتهاى بزرگ روز ظهور و گسترش عدالت در جهان را به انجام رساند .
2 - وجود قانونى عدالت محور و برنامهاى عادلانه و كامل كه عهدهدار حل مشكلات جوامع بشرى گردد و بيداد و ستم را در همه صورتهاى آن ريشه كن سازد .
3 - وجود شمارى كافى از مؤمنان مخلص براى فتح عادلانه جهان و تأسيس حكومت عدل .
4 - بلوغ و پختگى فكرى و فرهنگى افراد امت اسلامى تا آنجا كه بتوانند شيوههاى جديدى را كه امام مهدى عليه السّلام در دولت جهانىاش در پيش مىگيرد ، به طور كامل درك نمايند .
5 - انحراف آشكار و بىسابقه از آداب و سنن اسلامى و بىتوجهى به بديهىترين احكام شرعى .
6 - نااميدى و سرخوردگى افكار عمومى جهانيان از راه حلهاى بشرى براى رفع مشكلات جهان .
همه اين شرايط و شرايط ديگرى كه در اينجا نياورديم ، همگى در نتيجه برنامه كلى الهى ، كمى قبل از ظهور رخ خواهد داد و واقعه ظهور از فراهم آمدن اين شرايط پرده بر مىدارد .
( 4 ) نكته دوم : براى آشنايى با علم امام معصوم شيوههايى كلى وجود دارد كه در جوامع روايى اماميه از آنها ياد شده و مىتوان دانش امام را به مدد آنها توضيح داد ؛ مانند : « الهام و تأثير در گوش » و يا اين قاعده كه « هرگاه امام معصوم اراده كند چيزى را بداند ، خداوند او را آگاه فرمايد » و يا اين سخن كه « كارهاى بندگان هر جمعه به محضر امام مهدى عليه السّلام عرضه مىشود » .
در اينجا ما در پى اثبات اين شيوهها نيستيم بلكه قصد داريم از همه اين روشها عبور نموده تا اين بحث ، شكلى طبيعى و معمولى به خود بگيرد . گرچه ممكن است منافاتى هم بين شيوه طبيعى و روش اعجازى وجود نداشته باشد .
( 5 ) نكته سوم : هرگاه از اين روشهاى كلى گذر كرديم و با حفظ برداشت شيعى خود از مهدويت و
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: حسن سجادپور
ص١٧٥