به آنها مىشناساند . براى اين امر دلايل متعددى وجود دارد ؛ مهمترين آنها اين است كه آنچه مانع شناخت ما از آن حضرت مىشود ، گناهان و انواع قصور و تقصيرهاى ماست ؛ هرگاه اين موانع بر طرف گردد ، تشرف به محضر امام به آسانى ممكن مىشود و مسلم است كه اين توفيق ، تنها نصيب اخلاصگذاران درجه اول خواهد شد . « 1 » بدين ترتيب شناخت امام از اين مخلصان آزموده شده و تعداد آنها و نيز ژرفاى اخلاصشان ، شناختى مستقيم و عينى است . اما شناخت او از موفقشدگان در آزمون الهى كه از لحاظ اخلاص در رتبههاى بعدى قرار دارند ، نيز از راه طبيعى است كه پيش از اين درباره آن سخن گفتهايم .
د ) در مورد شرط پنجم ، شواهد فراوانى وجود دارد . بارزترين آنها ، كشته شدن نفس زكيه و تعقيب امام عليه السّلام توسط سپاهى است كه در زمين فرو مىرود . ممكن است شواهد ديگرى نيز در نزد حضرت موجود باشد كه در روايات نيامده است .
دربارهء شرط چهارم و ششم هم روشن است كه از راه طبيعى قابل شناسايى مىباشند .
( 1 ) در اينجا خوب است اشاره كنيم كه چهار مورد از شش شرط گفته شده ، در دو سطح قابل اثبات مىباشند :
سطح اول : تشخيص نظرى ؛ مانند اينكه وجود چه تعداد از افراد مخلص براى نبرد جهانى كفايت مىكند ؟ ظرفيتهاى عقلى و قابليتهاى فكرى امت اسلامى بايد چه مقدار باشد تا قوانين جديد دولت مهدوى را درك نمايند ؟ مسلمانان تا چه حدى به كژى و انحراف دچار مىشوند و كافران تا كجاى پرتگاه هولناك كفر سقوط مىكنند ؟ چند درصد از انسانها بايد از راهحلهاى بشر ساخته نااميد گردند ؟ و . . . ؟
( 2 ) سطح دوم : تشخيص عملى و پاسخ به اين سؤال كه آيا امور فوق ، تحقق خارجى پيدا كرده است يا خير ؟ زمانى كه از شناخت و آگاهى امام زمان عليه السّلام از نتايج برنامه الهى سخن مىگوييم ، منظور ما همين سطح است .
امام عليه السّلام به مدد روش عام اعجازآميز ، از موارد سطح اول آگاه مىشود . البته اگر از اين روش گذر كرده و معجزه را دخالت نداديم بايد گفت علم امام به سطح اول ، ناشى از دو گونه دانايى و اطلاع است :
1 - آگاهى از حوادثى كه بر نسلهاى بشرى گذشته و نيز اطلاع از قوانين تاريخ كه در طول قرنها هم عصرى با نسلهاى متعدد بشرى به دست آورده است . « 2 »
2 - شناخت حضرت از مفاهيم و قوانينى كه در دولت جهانى اعلان مىفرمايد . فرض اين است كه اين دانش براى آن حضرت ، حد اقل از زاويه قوانين كلى و روشهاى عمومى ، وجود دارد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 248 . دربارهء درجات چهارگانه اخلاص در آنجا سخن گفتهايم .
( 2 ) . ر . ك : همان ؛ ص 512 به بعد .