تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
ظهور دارد ؛ البته در صورتى كه آن را بر معنايى رمزى حمل نكنيم . ( 1 ) اشكال‌هاى اين شيوه : 1 - رواياتى از اين دست ، اندك بوده و همگى آنها نيز مرسل مىباشند . به همين دليل ، نمىتوان به آنها اعتماد كرد . 2 - اين شيوه با قانون اعجاز ناسازگار است زيرا هرگاه جايگزينى طبيعى وجود داشته باشد ، ديگر جايى براى معجزه باقى نمىماند و پيداست براى معجزاتى از اين قبيل كه در اخبار آمده ، جايگزين وجود دارد . در نتيجه ، آگاهى امام عليه السّلام از زمان ظهور ، منحصر در اين معجزه‌ها نيست و مىتوان احتمال اول و سوم را كه به امور طبيعى و غير اعجازى مىپردازند ، برگزيد . 3 - تصورى كه از جنگ در اين شيوه وجود دارد ، مبتنى بر مفاهيمى كهن و قديمى است . مانند اينكه سلاح امام عليه السّلام در زمان ظهور ، شمشير است و فرماندهى او نيز به مدد پرچمى بزرگ خواهد بود . روشن است كه روش‌ها و ابزار با گذشت زمان تغيير خواهد كرد . اشكال : ما كه در بخش‌هاى بعدى شمشير را بر هر سلاحى ، و پرچم را بر فرماندهى معنوى حمل خواهيم نمود ، پس چرا هم اينك اين حمل معنايى را انجام ندهيم ؟ پاسخ : برخى اخبار ديگر را مىتوان بر اين معانى حمل نمود و حتى برخى از آنها در اين معانى صراحت دارند . اما اين گونه اخبار مرسل را نمىتوان بر اين معانى بار كرد ؛ زيرا روشن است كه در رهبرى معنوى ، كلام و سخن گفتن - هر چند اعجازآميز - وجود ندارد . همانطور كه بسيار بعيد است بتوان شمشير را بر توپ و موشك حمل كرد و گفت آنها به سخن در خواهند آمد . ( 2 ) شيوه دوم : امام مهدى عليه السّلام ، زمان ظهور خويش را به الهام الهى در مىيابد . صدوق از عمر بن أبان بن تغلب روايت كرده است كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : . . . فإذا أراد اللّه عزّ و جلّ إظهار أمره ، نكت فى قلبه نكتة فظهر « 1 » . . . هرگاه خداوند اراده فرمايد كه امر خويش را آشكار نمايد ، چيزى به دل او مىاندازد تا آن كه ظهور كند . ( 3 ) كلينى به سند خود از على السائى روايت كرده است كه امام موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود : مبلغ علمنا على ثلاثة وجوه : ماض و غابر و حادث . فأمّا الماضى فمفسّر ، و أمّا الغابر فمزبور ، و أمّا الحادث فقذف فى القلوب و نقر فى الأسماع و هو أفضل علمنا و لا نبىّ بعد نبيّنا . « 2 » دانش ما در سه جهت امتداد دارد : گذشته و آينده و پديد شونده ؛ اما گذشته براى ما تفسير شده است و آينده نيز نوشته شده ؛ اما پديد شونده ( حادث ) ، از راه الهام به دل و تأثير در
هامش
( 1 ) . الصدوق ، محمّد بن على ، همان ( نسخه خطى ) . ( 2 ) . الكلينى ، محمّد بن يعقوب ، همان ( نسخه خطى ) ، باب جهات علوم الأئمة عليه السّلام .