نيز با فهم غيبت مطابق با نظريهاى كه امام عليه السّلام را در بين مردم مىداند بىآن كه او را بشناسند ، نتيجه مىگيريم كه مهدى موعود عليه السّلام شخصى است با عمرى طولانى كه با نسلهاى پىدرپى بشرى هم عصر بوده و براى برپا ساختن عدالت كامل در عرصه گيتى ذخيره گرديده است ؛ او در عصر غيبت با مردم بىآن كه بشناسندش در ارتباط است و از آنها و افكارشان با خبر و از رنجها و آرزوهايشان آگاه است .
( 1 ) وقتى برداشت ما از امام مهدى عليه السّلام چنين شد ، به روشنى درخواهيم يافت كه آن حضرت به طور طبيعى و نه اعجازى ، به همه اين امور علم دارد . در نتيجه لازم نيست تصور نماييم امام نابغهاى استثنايى مىباشد ، زيرا شخصى كه نبوغ سرشار دارد تنها به برخى از مسائل فوق آگاهى پيدا مىكند و از احاطه كامل به همه آنها ناتوان است ؛ اما آن حضرت داراى ويژگىهاى برجسته و امتيازات منحصر به فرد است و از همه حوادث و جزئيات آنها آگاه مىباشد . ايشان با عنايتى خاص ، احوالات مردم را در طول زمان پىگيرى مىنمايد ؛ به ويژه آن كه بيش از هر كس ديگرى شوق دارد تا از زمان ظهور شريفش آگاه گردد .
( 2 ) البته امام عليه السّلام تنها به دانستن حوادث و جزئيات آنها بسنده نمىكند بلكه از سوى خداوند متعال مأمور است تا در ساختن جامعه شايسته و دور ساختن مشكلات و بلايا از امت اسلامى مشاركت ورزد . « 1 » بدين ترتيب ايشان مانند نوابغ نيست كه صرفا از رويدادها آگاه باشد بلكه علاوه بر آگاهى ، در متن آن حوادث نيز قرار دارد . و اين گونه علم ، برترين نوع آگاهى و جزئىترين و دقيقترين شكل دانش مىباشد .
( 3 ) با اين بيان ، چگونگى علم به شرايط ششگانه ظهور را در مىيابيم . در اينجا مناسب است دربارهء هر كدام به طور جداگانه توضيحى ارائه نماييم :
الف ) درباره شرط نخست بايد گفت امام مهدى عليه السّلام خود را همان رهبرى مىداند كه مأموريت اصلاح جهان را دارد .
ب ) در مورد شرط دوم بايد گفت امام عليه السّلام اصول شريعت را از طريق پدرانش دريافت مىنمايد ؛ هر چند همانطور كه گفتهايم برخى شناختهاى ديگر را از راههاى طبيعى و نه اعجازى به دست مىآورد .
ج ) دربارهء شرط سوم كه پديد آمدن شمارى كافى از ياران و طرفداران است ، بايد گفت امام عليه السّلام از همان راه بالا ، از به حد نصاب رسيدن آن ياران چه از نظر تعداد و چه از نظر سطح اخلاص و ايمان آگاه خواهد شد ؛ در اينجا نيز ايشان همواره به جستجو و بررسى اين مورد مىپردازد . اين شرط نسبت به ديگر شروط ، نقطه قوتى دارد كه در كتاب گذشته به آن اشاره كرديم ؛ خلاصهء آن اين است كه : امام مهدى عليه السّلام كسانى را كه در فرآيند آزمايش به طور كامل موفق گرديدهاند ، گرد آورده و خود را
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 53 .