1 - معناى عملى : اينكه مردم امام عليه السّلام را در آغاز ظهور ببينند و آن حضرت خود را به آنها معرفى نموده و يارى و پشتيبانى بخواهد . در اين باره در همين بخش به تفصيل سخن خواهيم گفت .
2 - معناى نظرى : بر طرف شدن غيبتى كه امام آن را به عنوان يك روش برگزيده است ؛ در اين صورت شخصيت امام آشكار شده و مردمان او را خواهند شناخت . در اينجا ديگر تفاوتى نمىكند كه معتقد به نظريه مخفى بودن شخص امام باشيم و يا قايل به نظريه مخفى بودن نام و عنوان حقيقى آن حضرت .
( 1 ) اگر به نظريه نخست « 1 » معتقد باشيم ، ظهور يعنى بر طرف شدن معجزه و آشكار شدن جسم مبارك امام در برابر ديدگان مردم ؛ علاوه بر اينكه در اينجا هم ضرورى است كه امام عليه السّلام ، خود را به آنها شناسانده ، از حقيقت خويش آگاهشان سازد . زندگى نهانى حضرت ولى عصر عليه السّلام به جهت حفظ جان او از گزند دشمنان و حوادث ناگوار مىباشد تا آن كه زنده بماند و رهبرى انقلاب جهانى را در روز موعود بر عهده گيرد . هرگاه آن روز فرا رسد ديگر تداوم اين زندگى مخفيانه ، دليلى نخواهد داشت .
( 2 ) اگر هم به نظريه دوم « 2 » معتقد باشيم ، ظهور بدان معنى است كه امام عليه السّلام پرده از روى نام و عنوان حقيقى خويش بردارد و به روشنى و صراحت ، خود را به مردم بشناساند و با شيوهاى كه بعدا خواهيم گفت ، بر اين امر دليل و حجت بياورد . در نتيجه به طور يقين ثابت مىشود شخصى كه فلان اسم را داشت و فلان كار را مىكرد ، همان مهدى موعود عليه السّلام است كه از هم اكنون مأموريتهاى بزرگش را خود شخصا پى مىگيرد .
اين نظريه را برخى روايات تأييد مىنمايند . در آنها آمده است كه پس از ظهور ، عدهاى از مردم مىگويند : ما اين شخص را پيش از اين ديده بوديم .
( 3 ) در اينجا خوب است يادآور شويم آنچه پيشتر درباره آگاهى سفيانى از تحركات امام مهدى عليه السّلام و نيز تعقيب آن حضرت در عصر غيبت از مدينه به مكه بيان شد ، در صورت درست بودن نظريه نخست ، ديگر موضوعيت نخواهد داشت و تنها در صورتى معنادار است كه نظريه دوم را بپذيريم .
به اين ترتيب در مىيابيم شخصى كه سپاه سفيانى به تعقيبش مىپردازد و به همين سبب هم به زمين فرو مىرود ، و اقدام نفس زكيه هم موجب پيدا شدن پايگاهى اجتماعى براى او نمىگردد ، همان شخصى است كه به مسجد الحرام خواهد رفت و شخصيت حقيقى خود را آشكار خواهد ساخت و براى اهدافش بر ضد سفيانى و ديگر طاغوتهاى ستمگر از مردم طلب يارى و فداكارى خواهد نمود .
( 4 ) محور دوم : امام عليه السّلام چگونه از وقت ظهور خويش آگاه مىشود ؟
هامش
( 1 ) . نظريه مخفى بودن شخص امام عليه السّلام كه صورتى معجزهآميز دارد .
( 2 ) . حضور امام عليه السّلام در بين مردم و ناشناس بودن آن جناب براى آنها .