نمىنمايد ، « 1 » مىتوان پاسخهاى زير را ارائه كرد :
( 1 ) 1 - راز مقدم بودن مصلحت غيبت بر هر مصلحت ديگرى ، حفظ جان امام مهدى عليه السّلام و فراهم شدن مقدمات ظهور آن حضرت در روز موعود است . در نتيجه مصلحت حفظ جان امام عليه السّلام براى ظهور در روز موعود ، بر هر مصلحت ديگرى مقدم است . اما در مورد نفس زكيه بايد گفت كه اساسا مصلحت ظهور امام و روز موعود ، منوط به آن است كه وى امام را بشناسد و يكى از مقدمات ظهور ايشان را فراهم آورد .
( 2 ) 2 - قبلا نيز گفتهايم اين امكان وجود دارد كه هر مؤمن توفيق يافتهاى كه از عرصه آزمايش الهى سر بلند بيرون آمده باشد و شايستگى شركت در مأموريتهاى عصر ظهور را كسب كرده باشد ، در عصر غيبت به ديدار حضرت مهدى عليه السّلام نايل گردد ؛ زيرا او با چنين ويژگىهاى روحى ، تهديدى براى امام محسوب نمىشود .
بسيارى از روايات معصومين عليهم السّلام و نيز حكاياتى كه از ديدار با آن سرور نقل شده ، بيانگر آن است كه بسيارى از اهل معرفت كه امام عليه السّلام را با عنوان حقيقىاش مىشناسند ، در عصر غيبت به محضرش شرفياب مىشوند . و روشن است كه اين موضوع سبب مىشود آنان براى به عهده گرفتن پستهاى فرماندهى در سپاه امام عليه السّلام در روز موعود آمادهتر گردند . از سياق روايت فرستادن نفس زكيه به مكه ، پيداست كه اين مرد از آن افراد خاصى است كه امام عليه السّلام آنها را در نزد خود گرد مىآورد و شخصيت حقيقى خود را به آنها معرفى مىنمايد از اين رو اشكالى ندارد نفس زكيه امام عليه السّلام را با عنوان حقيقىاش بشناسد .
در اينجا بايد ملاحظه نمود كه نفس زكيه حتى اگر امام عليه السّلام را هم حقيقتا بشناسد ، لزومى ندارد كه در سخنرانىاش از او نامى ببرد ، بلكه احتمالا به پيروى از خود امام از نام مستعار آن حضرت در جامعه ياد مىكند .
( 3 ) 3 - احتمال دارد نفس زكيه از حقيقت امام عليه السّلام كه او را به مكه اعزام مىدارد بىخبر باشد ، بلكه او مىرود تا پيامى را كه از طرف فلانى صادر شده به مردم برساند و در سخنرانىاش هم از او نام مىبرد .
همين اندازه براى اقامه حجت در برابر مردم كافى است .
همچنين در تحليل كشته شدن نفس زكيه بايد گفت دليلى ندارد كه آنها او را تنها به دليل آن كه پيام رسان مهدى عليه السّلام است بكشند ؛ بلكه ممكن است او را به دليل محتواى پيامش بكشند . هر چند حضرت مهدى عليه السّلام با نام و عنوان اصلىاش نيز مورد خشم و كينه آنهاست ؛ در نتيجه نه با نفس زكيه از در سازش در خواهند آمد و نه پيامش را خواهند شنيد .
( 4 ) اشكال سوم : اين برداشت كلى كه از زنجيره حوادث تاريخى بيان شد ، با اين استدلال كه اگر شرايط ظهور تحقق يابد بىترديد امام ظهور خواهند فرمود ، منافات دارد .
مطابق اين اخبار ، دو چيز سبب ظهور است : تهديد سفيانى به قتل حضرت مهدى عليه السّلام و كشته شدن نفس زكيه . حال كداميك را سبب ظهور بدانيم ؟
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 49 .