حضرت مهدى عليه السّلام دهد تا حق مظلومان بستاند و ستمكاران را شكست دهد . فرستاده امام عليه السّلام كسى نيست جز همان نفس زكيه كه بين ركن و مقام كشته خواهد شد . و فاصله بين شهادت او و ظهور ، بيش از پانزده شب نخواهد بود .
( 1 ) اين تصويرى كلى بود كه اخبار از آن دوره تاريخى ترسيم مىكنند و با چشمپوشى از اشكالات ناچيز كه بعدا دربارهاش سخن مىگوييم ، تا حد زيادى بىعيب و نقص مىباشد . با اين وصف ديگر نيازى به تأويل اين اخبار نيست ؛ زيرا رمزى دانستن اخبار هنگامى رواست كه دليلى بر ناصواب بودن معناى صريح و غير رمزى در دست نباشد .
البته اگر بخواهيم اين برداشت به درجه اثبات تاريخى برسد ، بايد اخبار صحيح بوده ، صلاحيت اثباتى تاريخى را نيز داشته باشد كه به زودى دربارهاش به بحث خواهيم نشست .
( 2 ) محور سوم : بيان اشكالات اين برداشت كلى به همراه نقد و پاسخ به آنها .
( 3 ) اشكال نخست : چگونه يك مرد تنها ، مىتواند با مردم يك شهر به شكلى طبيعى و نه اعجازى ، سخن گويد ؟
پاسخ به اين سؤال بسيار ساده است ؛ زيرا به آسانى مىتوان با بهرهگيرى از سيستمهاى صوتى پيشرفته ، با حاضران در مسجد الحرام سخن گفت و آنها نيز در كمتر از يك ساعت خبر را به ديگرانى كه در مسجد الحرام حضور ندارند ، برسانند . ممكن است سؤال شود كه نفس زكيه چگونه مىتواند چنان جمعيتى را در مسجد الحرام گرد هم آورد و نيز چگونه سيستمهاى صوتى را در اختيار مىگيرد ؟
پاسخ : تا به حال هرگاه از نفس زكيه سخنى به ميان آوردهايم از او به عنوان يكى از ياران ويژه امام مهدى عليه السّلام در اواخر دوره غيبت كبرى ياد كردهايم و از شخصيت اجتماعى او سخنى نگفتهايم . در حالى كه نيابت از امام عليه السّلام در رساندن پيام او ، چيز كمى نيست و بايد شخص نايب داراى قابليتهاى فكرى و اجتماعى بالايى باشد و اين بعد اجتماعى بىگمان در گزينش او از سوى امام مؤثر مىباشد .
او يا سخنورى مشهور است و يا داراى مسئوليتى در جامعه اسلامى است كه اين امكان براى او در مسجد الحرام فراهم مىآيد . به ويژه آن كه او در زمانى براى مردم ايراد سخن مىنمايد كه تجمع حاضران پس از مناسك حج به هم نخورده است .
با توجه به رواياتى كه روز ظهور را دهم محرم الحرام مىداند ، هرگاه پانزده شب را از آن كم كنيم ، زمان سخنرانى نفس زكيه روز بيست و پنجم ذى حجه خواهد بود ؛ يعنى حدود ده روز پس از پايان مراسم حج .
( 4 ) اشكال دوم : او چگونه امام عليه السّلام را با نام حقيقىاش در عصر غيبت خواهد شناخت و از طرف ايشان پيامى را به مكه خواهد برد ؟
به سادگى مىتوان پاسخ داد كه هرگاه امام عليه السّلام مصلحت ببيند ، مىتواند شخصيت حقيقى خود را براى هر كسى آشكار سازد . اما اگر اشكال شود كه چون مصلحت غيبت بالاتر از هر مصلحت ديگرى است پس امام شخصيت واقعى خود را براى هيچ كس - هر چند انسان صالحى باشد - افشا
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 156
مساهمون: حسن سجادپور
ص١٥٦