تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
معاصر يكديگر دانسته و بپذيريم كه بين آن دو ، نوعى ارتباط وجود دارد . اگر دجال را عبارت از تمدن مدرن مادى و سفيانى را آخرين حاكم منحرف و ستمگر در مشرق زمين بدانيم ، ديگر بر ما سخت نخواهد بود كه به تصور درستى از ارتباط بين آن دو برسيم . ( 1 )

4 . نفس زكيّه

رفتن نفس زكيّه به مكه و به شهادت رسيدنش ، مقارن با ظهور حضرت مهدى عليه السّلام است . در كتاب گذشته درباره او سخن گفتيم « 1 » و اخبارى را آورديم كه كشته شدن او را از امور حتمى مىدانست . در تاريخ گذشته نتوانستيم يك احتمال را درباره نفس زكيه ( بر اساس روش خود در اثبات تاريخى ) رد نماييم و آن اينكه نفس زكيه همان محمّد بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب مىباشد كه در دوره نخستين عباسى كشته شده است ؛ در نتيجه ديگر نبايد منتظر حادثه كشته شدن نفس زكيه در آينده بود . ولى اينك در پى آنيم كه اين موضوع را به شكلى جديد بررسى نماييم . براى اين منظور از روش « سخت‌گيرى سندى » دست شسته ، خبر موثق را نيز هر چند قرينه‌هايى خارجى هم بر درستىاش اقامه نشود ، مىپذيريم . ( 2 ) پيرامون نفس زكيه در حول چند محور زير به بحث و بررسى مىپردازيم : محور اول : ارائه اخبارى پيرامون اين موضوع كه جز اندكى را در كتاب گذشته نياورده‌ايم : شيخ مفيد از امام محمّد باقر عليه السّلام و نيز شيخ طوسى و صدوق از امام جعفر صادق عليه السّلام حديثى را با الفاظ نزديك به يكديگر روايت كرده‌اند . مفيد نقل كرده است : ليس بين قيام القائم و قتل النّفس الزّكية أكثر من خمس عشرة ليلة . « 2 » بين ظهور قائم و كشته شدن نفس زكيه ، بيش از پانزده شب فاصله نيست . همچنين در الارشاد « 3 » سخن از علامات ظهور حضرت مهدى عليه السّلام رفته است كه از جمله آنها « كشته شدن مردى هاشمى در بين ركن و مقام » مىباشد . ( 3 ) مجلسى از سيد على بن عبد الحميد به سند خود از ابو بصير و او هم از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام در ضمن حديثى طولانى آورده است : يقول القائم عليه السّلام لأصحابه : يا قوم ، إنّ أهل مكّة لا يريدوننى ، و لكنّى مرسل إليهم لأحتجّ عليهم بما ينبغى لمثلى أن يحتجّ عليهم . فيدعو رجلا من أصحابه ، فيقول له : امض إلى أهل مكّة ، فقل : يا أهل مكّة ! أنا رسول فلان إليكم ، و هو يقول : إنّا أهل بيت الرّحمة و معدن الرّسالة و الخلافة ، و نحن ذريّة محمّد و سلالة النبيّين . و إنّا قد ظلمنا و اضطهدنا و قهرنا و ابتزّ منّا حقّنا ، منذ قبض نبيّنا إلى يومنا هذا . فنحن نستنصركم فانصرونا . فإذا تكلّم هذا
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمد ، همان ؛ ص 604 به بعد . ( 2 ) . المفيد ، محمّد بن محمّد ، همان ؛ ص 339 . ( 3 ) . همان ؛ ص 336 .