امام عليه السّلام طبق قوانين اسلامى ، نخست عقايد ناب اسلامى را بر سفيانى عرضه خواهد نمود و در صورت عدم پذيرش ، به نبرد با او خواهد پرداخت .
به دليل روحيه مجامله و تعارفى كه سفيانى در برابر حضرت مهدى عليه السّلام دارد ، به حقانيت امام گواهى داده و با ايشان بيعت مىنمايد اما نزديكانش به او شديدا اعتراض كرده و از وى مىخواهند كه به يك رويارويى تمام عيار بر ضد امام دست زند .
شايد اين حالت روحى كه از سفيانى بيان شد ، فرصتى را پديد آورد كه مؤمنانى كه در سپاه سفيانى هستند به سپاه حضرت مهدى عليه السّلام بپيوندند و از سوى ديگر ، فاسقان اهل كوفه كه در فرآيند آزمايش الهى مردود شدهاند ، به سپاه سفيانى ملحق شوند . اين ماجرا پيش از قطعى شدن جنگ روى مىدهد .
( 1 ) وقتى سفيانى در برابر اعتراض اطرافيان نزديكش عقبنشينى مىكند ، موضعى انفعالى در برابر حضرت مهدى عليه السّلام پيدا مىنمايد . امام عليه السّلام او را به جنگ تهديد مىكند . سفيانى ناچار به مقاومت عليه امام مىشود . بين دو سپاه جنگ در مىگيرد . پيروزى نصيب امام مىشود و حكومت سفيانى پايان مىپذيرد . وى اسير مىشود و امام او را مىكشد . بدين ترتيب امام عليه السّلام نه تنها بر عراق بلكه بر تمام مناطق زير نفوذ سفيانى ( شام و اردن و فلسطين ) تسلط پيدا مىنمايد . از اينجاست كه جبهه نبرد جهانى گشوده مىشود . در بخش دوم كتاب به اين موضوع خواهيم پرداخت .
( 2 ) محور هفتم : در اينجا تلاش مىنماييم تا برداشتى رمزى و تأويلى را از سفيانى ارائه كنيم . اين برداشت آنگاه امكانپذير است كه دو شرط اساسى را لحاظ نماييم :
1 - عمل به ظاهر اخبار ناممكن باشد و نتوان از آن برداشت مستقيم و روشنى داشت ، چون قراينى بر نادرستى آن برداشت ظاهرى وجود دارد . اين همان چيزى است كه در مورد دجال و يأجوج و مأجوج با آن روبرو بوديم ؛ زيرا نسبت دادن معجزه به آنها - كه از ظاهر اخبار استفاده مىشود - امرى محال است چون آنها بر باطلند .
2 - تا حد امكان اين برداشتهاى رمزى و تأويلى به ظواهر اخبار نزديك باشد تا بتوان تصويرى فراگير ، كامل و قابل اتكا را از مجموع ظواهر و مفاهيم موجود در اخبار به دست داد ؛ به نحوى كه خبرى فروگذار نشود مگر آن كه شاذّ باشد و اصولا قابل اثبات تاريخى نباشد .
( 3 ) موضوع سفيانى ، فاقد شرط اول است زيرا پس از بررسى اخبارى كه درباره وى وارد شده ، معلوم مىشود كه هيچ گونه معجزه و خارق عادتى در مورد او جز در مورد فرو رفتن در زمين بيدا كه آن هم براى دفاع از جبهه حق مىباشد وجود ندارد .
همين طور اين اخبار به اوضاع بشريت در روزگار فتنه و آزمايشها اشاره مىكند كه در آن زمان افكار مختلف و نيروهاى در حال جنگ و حاكمان ستمگر فراوانند و دفاعكنندگان از حق اندك . همه اينها كه بر شمرديم ويژگى اصلى دوران معاصر ماست و در اين صورت ، اين اخبار تصويرى مخالف با انسانهاى معمولى ارائه نمىدهد تا آن كه ظاهر آن را رد نموده به دنبال برداشت رمزى و تأويلى از آنها باشيم .
( 4 ) در اين صورت لزومى ندارد كه از اين اخبار برداشت رمزى داشته باشيم و بلكه تنها آنچه كه
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: حسن سجادپور
ص١٥١