تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
رايتهم و هو يوم إلا بدال . قال أمير المؤمنين عليه السّلام : يقتل يومئذ السّفيانىّ و من معه . « 1 » مهدى عليه السّلام وارد كوفه شده و تا هر وقت خدا بخواهد در آنجا مىماند . سپس همراه يارانش به روستاى « عذراء » ( در دمشق ) مىرود و در آنجا مردمان زيادى به او مىگروند . سفيانى در آن روز در منطقه « رمله » اردو زده است . تا اينكه آنها يكديگر را ملاقات مىكنند . آن روز ، روز إبدال ( جا به جايى افراد ) است . گروهى از لشكر امام خارج شده و به لشكر سفيانى مىپيوندند و گروهى نيز از لشكريان سفيانى به لشكر امام ملحق مىشوند . امير مؤمنان مىفرمايد : در آن روز سفيانى و يارانش همگى كشته خواهند شد . ( 1 ) در خبر طولانى ديگرى كه علامه مجلسى از عبد الاعلى حلبى آورده است ، امام محمّد باقر عليه السّلام مىفرمايد : يكون لصاحب هذا الأمر غيبة . . . فيدعو إلى كتاب اللّه و سنّة نبيّه صلّى اللّه عليه و آله ، فيعطيه السّفيانىّ من البيعة سلما ، فيقول له كلب - و هم أخواله - ما هذا ؟ ما صنعت ؟ و اللّه ما نبايعك على هذا أبدا . . . فيقول : ما أصنع فيقولون : استقبله ! . . . فيستقبله . ثم يقول له القائم صلّى اللّه عليه : خذ حذرك ، فإنّنى أدّيت إليك ، و أنا مقاتلك ، فيصبح ، فيقاتلهم . فيمنحه اللّه أكتافهم . و يأخذ السفيانى أسيرا . فينطلق به يذبحه بيده . . . « 2 » صاحب اين امر را غيبتى است . . . [ حضرت مهدى عليه السّلام پس از برخورد با سپاه سفيانى ] او را به كتاب خدا و سنت پيامبرش دعوت مىنمايد [ و بين آن دو گفتگويى در مىگيرد ] در نتيجه سفيانى با امام بيعت مىكند . دايىهاى او - كه از قبيله كلب هستند - به وى اعتراض كرده مىگويند : اين چه كارى بود كردى ؟ به خدا سوگند ، هرگز در اين امر با تو بيعت نخواهيم كرد . . . سفيانى مىگويد : پس چه كنم ؟ به او مىگويند : با او بجنگ ! [ او هم بيعتش را مىشكند ] سپس امام به او مىفرمايد : سلاحت را برگير كه فردا صبح با تو خواهم جنگيد . فردا صبح امام با آنان پيكار خواهد كرد و بر آنها پيروز شده و سفيانى را به اسارت گرفته و به دست خويش خواهد كشت . ( 2 ) اخبار بالا منافاتى با اخبار گذشته و نيز با برداشت كلى ما از آن اخبار ندارد ، چون فضاى كلى آنها يكى است . از اين رو شايسته است در اينجا منحصرا به حوادث ديگرى بپردازيم كه اين اخبار از آنها سخن گفته‌اند . ( 3 ) مركز حكومت سفيانى از شام به عراق منتقل مىشود و شكست سپاه او در مأموريت عراق ، مانع از اين كار نخواهد شد . از اين روست كه حضرت مهدى عليه السّلام هنگام ورود به عراق با نظام جبار سفيانى مواجه خواهد شد . البته آن چنان كه پيداست سفيانى علاقه‌اى به درگيرى ندارد ، زيرا اين كار را موجب ايجاد مشكلاتى طاقت‌فرسا براى خود ارزيابى مىنمايد . به اين ترتيب امام عليه السّلام با آرامش وارد عراق شده و به عنوان رهبرى مردمى تا زمانى كه خدا بخواهد در كوفه درنگ مىنمايد ، تا اينكه برايش نيرو و امكانات كافى براى در دست گرفتن حكومت و درگيرى مستقيم با سفيانى فراهم آيد .
هامش
( 1 ) . المجلسى ، محمّد باقر ، بحار الانوار ؛ ج 13 ، ص 160 و 161 . ( 2 ) . همان ؛ ص 189 .
تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 150 | حسن سجادپور / السيد محمد الصدر