در اخبار از او به نام مهدى ياد شده به اعتبار شخصيت حقيقى اوست و اگر هم دشمنانش در زمين فرو مىروند به اين اعتبار است . ولى سفيانى نمىداند كه او واقعا به دنبال قتل خود حضرت مهدى عليه السّلام است ، و مردم نيز اين موضوع را نمىدانند زيرا مردم هم امام را با نام اصلىاش نمىشناسند .
( 1 ) اشكال سوم : در زنجيره حوادث دوران پيش از ظهور ، برخى گسستها وجود دارد كه روايات از آنها به روشنى سخن نگفتهاند و به طور طبيعى نيز ترميم آن حلقهها مشكل است .
در زير بعضى از اين موارد را مىآوريم :
- گروهى از خراسان به فرماندهى « خراسانى » به سوى عراق مىآيند كه در ميان آنها تعدادى از ياران قائم حضور دارند .
نقش اين گروه در عراق نظامى است و يا فرهنگى ؟ موضع سفيانى كه عراق در تصرف اوست در برابر آنها چگونه است ؟ نقش يمانى چيست ؟ نظامى و يا فرهنگى ؟ شمار افراد سپاهى كه براى دستگيرى امام عليه السّلام رهسپار مكه مىشوند چه مقدار است ؟ آيا زيادند يا كم ؟
در بعضى اخبار از آنها به « جيش » تعبير شده است كه به تعداد بسيار زيادى نيروى نظامى گفته مىشود . اين برداشت را برخى اخبار ديگر تأييد مىكند ؛ در آنجا آمده كه آنها هشتاد هزار نفرند . « 1 » در خبرى ديگر از آن نيروهاى اعزامى ، تعبير به « بعث » شده كه به معنى گروهى نسبتا كم شمار است ؛ « 2 » اما بيشتر روايات از آنها تعبير به « جيش » كردهاند .
( 2 ) محور چهارم : در كتاب گذشته از خبر خروج پرچمهاى سياه از خراسان چنين استفاده كرديم كه مقصود نهضت ابو مسلم خراسانى است كه حكومت بنى اميه را ساقط نمود و زمينه برپايى حكومت بنى عباس را فراهم آورد . « 3 »
شايد گمان شود آن خراسانى نيز كه در اين كتاب از او ياد مىكنيم همان ابو مسلم خراسانى باشد .
البته اگر بتوانيم از « بنى فلان » در خبرى كه از نعمانى نقل كرديم ، بنى اميه ، و نه بنى عباس را استنباط نماييم در اين صورت اين گمان صحيحى خواهد بود ؛ اما اين برداشت از چند جهت خدشهپذير است :
( 3 ) 1 - قبلا خبرى از حضرت باقر عليه السّلام آورديم كه : « . . . ناچار بايد بنى فلان به حكومت برسند . وقتى چنين شد ، خراسانى بر آنها خروج مىكند و نابودشان مىسازد . »
اگر امام باقر عليه السّلام را معاصر دولت بنى اميه بدانيم ، ديگر نمىتوانيم بنى فلان را به بنى اميه تفسير نماييم زيرا در اين صورت اين خبر بىمعنى خواهد شد . پس بايد مراد از بنى فلان حكومتى باشد كه در زمان امام باقر عليه السّلام برپا نشده باشد و روشن است كه ابو مسلم دولت عباسيان را تأسيس نموده ، نه آنكه نابودش كرده باشد .
( 4 ) 2 - اين خبر تقريبا صراحت دارد كه جنبش سفيانى و خراسانى معاصر يكديگرند و از طرفى
هامش
( 1 ) . ر . ك : الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 601 . البته اين خبر نه از معصوم عليه السّلام بلكه از ابن عباس است .
( 2 ) . همان ؛ ص 599 .
( 3 ) . همان ؛ ص 547 .