تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
انحراف و فساد . ( 1 ) شايد بتوان با دريافت ژرف‌ترى از قرآن كريم ، آن سد را سدى معنوى انگاشت كه حق و باطل را از هم جدا مىسازد و آهن و مس هم تعبيرى باشد از مايه‌هاى اصلى آن معنويت . ذو القرنين كمك مالى آنها را نپذيرفت و گفت :
« ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ .
« 1 » » « آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده ، ( از كمك مالى شما ) بهتر است » كه مراد او سلطنت و هدايت الهى هر دو بود . سدى كه او ساخت ، آن قدر بزرگ و با عظمت بود كه مىتوانست مانع هجوم و نفوذ آن قوم شرور شود .
« فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً . »
« 2 » « آنها نتوانستند از آن [ مانع ] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند . » رويكردهاى الحادى همواره دنبال نشر عقايد خود و نفوذ در سد ايمانى و غلبه بر نيروى اراده و اخلاص مؤمنان بوده‌اند ؛ ولى سد ذو القرنين آن قدر مستحكم بود كه مانع تأثيرگذارى آن‌ها مىشد . به هر روى ، ذو القرنين نيز نتوانست آن ملحدان را به طور كامل از بين ببرد ؛ بلكه آنان هر چند ضعيف ، ولى به اندازه توان خود به صورتى تأثيرگذار در اجتماع باقى ماندند .
« وَ تَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً »
« 3 » « و در آن روز آنان را رها مىكنيم تا موج‌آسا بعضى با برخى درآميزند و [ همين كه ] در صور دميده شود ، همه آنها را گرد خواهيم آورد . » در برنامه الهى تقدير بر آن نبود كه آنها ريشه كن شوند تا آن كه امكان شركت آنها در فرآيند آزمايشى كه قبلا از آن سخن گفتيم ، وجود داشته باشد . لذا تنها بايد به فرو ريختن شكوه آنان با ساخته شدن سدى در روى زمين يا در دل مؤمنان ، اكتفا مىشد . به همين خاطر ، اين رويكرد در تاريخ باقى ماند تا پس از گذشت حدود سه هزار سال ، براى بار دوم از دامان ماديت مدرن سر برآورد . البته اين بار اين رويكرد الحادى ، بدوى نيست بلكه رويكردى پيشرفته ، پيچيده و فلسفىنماست كه شعارهاى پرزرق‌وبرقى دارد و داراى چنان نيرو و قدرت بازدارندگى است كه حتى نمىتوان به فكر ستيز با آن افتاد ، چه رسد كه بتوان آن را نابود كرد و اين توضيح و تفسير حديثى است كه پيشتر آورده‌ايم : « دست كسى به كشتن آنها نمىرسد » . ( 2 ) سد ذو القرنين كه اكنون خراب شده ، با سطح عقلى ، فرهنگى و نظامى آن دوران تناسب داشته و براى اين زمان كافى نيست .
« حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ . »
« 4 » « تا وقتى كه يأجوج و مأجوج ( راهشان ) گشوده شود و آنها از هر جهتى بتازند » و ماديت مدرن ، اين چنين همه‌جاگير و منتشر شده است . تمدن مادى همزمان با سيطره‌اش بر كل جهان ، بر ثروت سرزمين‌هاى اسلامى و منابع طبيعى آن نيز چنگ‌اندازى مىكند . ( 3 ) به تعبير روايات ، در آن روزگار « آب درياچه‌ها و رودها را مىآشامند » ؛ يعنى قدرت‌هاى سلطه‌گر از اين منابع طبيعى به نفع خود بهره مىبرند و مانع استفاده صاحبان آنها مىشوند . نتيجه
هامش
( 1 ) . سورهء الكهف ( 18 ) ، آيهء 95 . ( 2 ) . همان ؛ آيهء 97 . ( 3 ) . همان ؛ آيهء 99 . ( 4 ) . سورهء الانبياء ( 21 ) ، آيهء 96 .