راه يأجوج و مأجوج گشوده مىشود و همانطور كه خداوند فرموده است : « آنها از هر پشتهاى مىتازند . » ، در همه جاى زمين حاضر مىشوند و مسلمانان از آنها كناره مىگيرند و به شهرها و دژهاى خود مىروند . يأجوج و مأجوج از نهرى مىگذرند و همه آن را مىنوشند تا آن كه خشك شود . گروهى ديگر كه از آنجا مىگذرند مىگويند : قبلا در اينجا آب بوده است .
[ پس ] بر اهل زمين پيروز شده و مىگويند : كار مردم زمين را تمام كرديم . حال بايد با اهل آسمان بجنگيم . يكى از آنها تيرى به آسمان مىافكند امّا خونآلود به سوى آنها بر مىگردد .
پس مىگويند : اهل آسمان را كشتيم . در اين حال خداوند جانورانى هم چون كرم را پديد مىآورد كه گردن آنها را مىگيرند و مانند انبوهى از ملخهاى مرده بر روى يكديگر مىافتند .
صبحگاهان مسلمانان صدايى از آنها نمىشنوند . مىگويند : چه كسى فداكارى مىكند و از آنها خبرى مىآورد ؟ مردى اظهار آمادگى مىكند و [ وقتى مىرود ] مىبيند همه آنها مردهاند .
پس مسلمانان را صدا مىزند : بشارت باد شما را ، دشمنانتان هلاك شدند . مردم از خانههاشان خارج مىشوند و راه را براى چارپايانشان باز مىكنند آنها نيز از گوشت بدن كشتهها تغذيه مىكنند ، چنان كه گويى از گياهان تناول مىكنند .
( 1 ) مسلم و بخارى از زينب بنت جحش روايت كردهاند :
إنّ النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله استيقظ من نومه و هو يقول : لا إله إلّا اللّه ، ويل للعرب من شرّ قد اقترب . فتح اليوم من ردم يأجوج و مأجوج مثل هذه . و عقد سفيان بيده عشرة . قلت : يا رسول اللّه ، أ فنهلك و فينا الصّالحون ؟ قال : نعم ، إذا كثر الخبث . « 1 »
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله لا إله الّا اللّه گويان از خواب بيدار گشته و فرمود : واى بر عرب از شرى كه نزديك مىشود . يأجوج و مأجوج چنين يورش مىآورند . آنگاه انگشتان دو دست خود را در يكديگر فرو برد . عرض كردم : اى رسول خدا ، آيا همگى هلاك مىشويم در حالى كه در ميان ما انسانهاى صالحى نيز وجود دارند ؟ فرمود : آرى ، هنگامى كه پليدى فراوان گردد .
( 2 ) ابو داوود به سند خود از حذيفه غفارى نقل كرده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
لن تقوم السّاعة حتّى يكون قبلها عشر آيات : . . . و خروج يأجوج و مأجوج . « 2 »
قيامت برپا نمىشود مگر آن كه پيش از آن ده نشانه پديد آيد : . . . و [ از جمله ] خروج يأجوج و مأجوج .
( 3 ) شايسته است درباره اين اخبار نكاتى را بيان نماييم :
نكته اول : از آن رو كه اين اخبار دلالت صريح و آشكارى بر مقصود ندارند ، ناچاريم برداشتى رمزى و غير صريح از آنها داشته باشيم . ذيلا مواردى را كه مانع فهم صريح اين اخبار است مىآوريم :
( 4 ) 1 . وجود ضعف در برخى از معانى اين اخبار كه باعث عدم كارايى آنها در اثبات تاريخى است . به طول مثال خبرى كه مسلم آورده و ما آن را در تاريخ گذشته نقل نموديم ، دلالت دارد كه در زمان پراكنده شدن يأجوج و مأجوج ، حضرت عيسى عليه السّلام در بين مسلمانان است اما ساير اخبار به اين
هامش
( 1 ) . النيشابورى ، مسلم بن الحجاج ، همان ؛ ج 8 ، ص 76 و البخارى ، محمّد بن اسماعيل ، همان ؛ ج 8 ، ص 265 .
( 2 ) . ابو داوود ، سليمان بن اشعث ، السنن ؛ ج 2 ، ص 429 .