مسيح عليه السّلام نيز تحت فرماندهى حضرت مهدى عليه السّلام مشاركت فعالى در اين زمينه خواهد داشت و شايد هم چنان كه از بعضى اخبار استفاده مىشود ، بتوان گفت هلاكت يأجوج و مأجوج به سعى و تلاش آن جناب مربوط مىشود .
( 1 )
چگونگى مرگ آنها
براى پاسخ به اين سؤال ، دو احتمال را مىتوان مطرح ساخت :
1 . آنها به دليل انتشار بيمارى واگير دار خواهند مرد . اين احتمال با ظاهر روايات نيز سازگارى دارد .
مسلم روايت كرده است : خداوند كرمهايى بر گردنهايشان قرار مىدهد . ابن ماجه نيز آورده است كه در اين حال خداوند جانورانى را هم چون كرمها بر مىانگيزد كه گردن آنها را بگيرند و از مردههاى آنان پشته بسازند .
مناسب تر آن است كه آن كرمها ( - نغف ) « 1 » را همان ميكروبها بدانيم . در واقع اين خبر ، نوعى پيشگويى درباره هلاكت پيروان ماديت مدرن است كه به سبب بيمارىهاى واگيردار يا جنگهاى ميكروبى و مانند آن مىميرند .
( 2 ) 2 . مقصود از مرگ ، مرگ كفر و انحراف مىباشد و نه مرگ طبيعى . بزرگترين مأموريتى كه حضرت مهدى و مسيح عليهما السّلام به آن اقدام مىورزند ، همين مأموريت است . اگر كفر ، قاتل ايمان است و بدتر از مرگ بدنهاست
« وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ »
« 2 » پس ايمان هم قاتل كفر است كه برترين شكل حيات مىباشد .
بدين ترتيب تفسير اخبار گذشته كه مرگ همه آنها به سرعت و در فاصله زمانى بسيار نزديك روى مىدهد ، روشن مىگردد . اين بر طبق احتمال دوم ، نتيجه و حاصل تلاشهاى بسيارى است كه به سبب عدالتورزى عدالتورزى و تربيت بشر جهت سيطره بر جهان صورت گرفته است و اين دليل بر موفقيت حتمى و سريع آن تلاشها در روز موعود است .
دستاوردهاى صنعتى و علمى بر جاى مانده از آن تمدن الحادى و مادى ، بسيار عظيم است و همين ، تأثير زيادى در پشتيبانى از دولت عدل جهانى و تثبيت ريشههاى تربيت صحيح در جامعه بشرى خواهد داشت .
ولى موضعگيرى حضرت مهدى و مسيح عليهما السّلام با موضعگيرى ذو القرنين تفاوت خواهد داشت .
ذو القرنين سدى ساخت اما طبق برنامه كلى الهى آن اقوام منحرف در آن سوى سد زندگى كردند و نابود نشدند اما حضرت مهدى عليه السّلام به دنبال ريشه كن نمودن هرگونه انحراف و كفر و گمراهى خواهد بود تا آن كه زمين را از عدل و داد لبريز سازد همانطور كه از جور و ستم آكنده شده است .
( 3 ) نكتهء سوم : تفاوت يأجوج و مأجوج و دجال : چگونه مىتوانيم يأجوج و مأجوج را به تمدن
هامش
( 1 ) . نغف ، كرمهاى كوچكى است كه در شتر يافت مىشود و عرب هر چيز حقير و پست را نغفة مىنامد .
. ر . ك : اقرب الموارد ، ذيل ماده نغف .
( 2 ) . سوره البقرة ( 2 ) ، آيهء 217 .