مادى تفسير نماييم در حالى كه دجال را نيز اين گونه تفسير كردهايم ؟ با توجه به آن كه تعدد اسامى ، دليل بر تعدد حقايق آنها مىباشد ، آيا درست است كه هر دو را به يك معنى بدانيم ؟
( 1 ) مىتوان به اين پرسش ، جوابهايى داد كه هر كدام به تنهايى پاسخى كامل است :
1 ) مفهوم دجال ، ناظر به تماميت تمدن مادى است و شامل مجموعه اين تمدن مىباشد . اما مفهوم يأجوج و مأجوج ، اين تمدن را به دو بخش متمايز تقسيم مىنمايد .
2 ) دجّال نماد ماديت مدرن است و لذا قبل از اسلام ، اثرى از آن نمىبينيم ؛ اما مفهوم يأجوج و مأجوج ، سمبل ماديت در طول تاريخ است . از اين رو موجوديتى كهن و جديد دارد . در واقع دجال ، همان مفهوم يأجوج و مأجوج جديد و مدرن است .
3 ) يأجوج و مأجوج يعنى وجود اصيل دو تمدن مادى ؛ اما دجال كاملا به اين معنى نيست بلكه اگر به اين تمدن از زاويه تأثيرپذيرى مسلمانان از آن نگريسته شود ، نام دجال مىگيرد . در نتيجه دجال عبارتست از كارگزاران و مزدوران آن تمدن در سرزمينهاى اسلامى . آنها با داشتن قدرت سياسى و با كاشتن بذر شبهه در اذهان مسلمانان مىكوشند تا آنها را از دين خويش جدا ساخته و از راه پروردگار دور سازند .
( 2 ) مؤيد اين سخن كه دجال در اصل مسلمانى است كه بعدا به دامن كفر و انحراف مىغلتد و مردم را به همان سو دعوت مىنمايد و براى اثبات انديشههاى خود ، آنها را فريب داده و با بهكارگيرى مفاهيم تحريف شده اسلامى سعى دارد به منافع شخصى و نتايج باطلى برسد ، حديثى است كه ابو داوود از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده كه آن حضرت فرمود :
من سمع الدجّال فلينأ عنه . فو اللّه إنّ الرّجل ليأتيه و هو يحسب أنّه مؤمن ، فيتبعه ممّا يبعث به من الشّبهات . « 1 »
هر كه صداى دجال را شنيد از او دور شود . به خدا سوگند هر كس به نزدش رود گمان مىكند او مؤمن است در نتيجه فريبش را خورده و از شبهههاى او پيروى مىنمايد .
البته پاسخهاى ديگرى نيز وجود دارد كه نيازى به آوردن همه آنها نيست .
4 . از آنچه درباره يأجوج و مأجوج گفته شد نتيجه مىگيريم كه عبور آنها از سدّ و پراكنده شد نشان در زمين ، پيش از واقعه ظهور است و آنگاه كه حضرت مهدى عليه السّلام ظهور فرمايد و عيسى عليه السّلام هم از آسمان فرود آيد تمامى آنها هلاك گردند .
( 3 ) البته برخى اخبار پراكنده شدن آن اقوام را پس از ظهور مىدانند ، از جمله حديثى كه حاكم از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورده و در آن سخن از نزول مسيح و حكمرانى مسلمانان و كشتار يهوديان توسط آنان به ميان آمده و در ادامه مىفرمايد :
مسلمانان پيروز مىشوند ، صليبها را مىشكنند ، خوكها را مىكشند و قانون جزيه را اجرا مىنمايند . در اين حال است كه خداوند يأجوج و مأجوج را پديدار خواهد ساخت . . . « 2 »
هرگاه مواردى هم چون : شكستن صليب و . . . را تعبير ديگرى از برپايى دولت عدل جهانى
هامش
( 1 ) . ابو داوود ، سليمان بن اشعث ، همان ؛ ج 2 ، ص 431 .
( 2 ) . الحاكم النيشابورى ، المستدرك على الصحيحين ، ج 4 ، ص 291 .