( 30 - 129 ق / 8 - 746 م ) . وى در صفر 130 ق / اكتبر - نوامبر 747 م پس از پيروزيش در قديد وارد مدينه شد و در جريان خطبهاى كه در اين شهر ايراد كرد يزيد را با صفتهايى چون « يزيد شرابخواره ، يزيد عاشق قوش و يوزپلنگ ، يزيد شيفتهء شطرنج ، يزيد يار و معاشر بوزينگان » نام برد . حتى عمر بن عبد العزيز پارسا كه گلدزيهر در مقايسهاى زيركانه وى را « حزقياى امويان » « 1 » مىخواند و تنها كس از دودمان اموى است كه عباسيان پس از پيروزى بر امويان گور وى را ويران نكردند از ستايش بىبهره مىماند : « اموى ديگرى كه فرمانروايى يافت عمر بن عبد العزيز بود . وى مرد سالخوردهاى بود و از سر فريبكارى دست به هيچ كارى نزد ، اما آنچه خواست بدست نياورد و مرد . بنابراين خوب و بدى نمىتوان به دو نسبت داد . » « 2 »
3 - فرمانروايى خاندان زياد بن ابيه در مشرق
زياد بن ابيه پس از درگذشت حكم بن عمرو غفارى و ولايتدارى كوتاه انس بن اناس و خالد بن عبد اللّه حنفى در سال 51 ق / 671 م ربيع بن زياد ( ولايتدار پيشين سيستان ) را به ولايتدارى خراسان گماشت . ربيع با شور و حرارت به بلخ و قهستان لشكر كشيد و « تركان » ( يعنى هپتاليان ) را در آن ناحيه دور زد . يك
هامش
( 1 ) .. Muhammedanische Studien , Halle , 1888 - 9 , II , P . 34 .( 2 ) - اغانى ، چاپ بولاق ، ج 20 ، ص ص 8 - 105 - چاپ بيروت ، ج 10 ، ص ص 60 - 256 ؛ اين متن با اندكى اختلاف در كتاب جاحظ ، البيان و التبيين ، چاپ قاهره ، 1 - 1380 ق / 1 - 1960 م ، ج 2 ، ص 123 آمده است ؛ ترجمهء آن در :Ch . Pellat , le milieu basrien et la Formation de Gahiz , Paris , 1953 , PP . 212 - 14 .دربارهء علاقهء يزيد به جانوران و شكار نگاه كنيد به :lammens , le califat de Yazid ler in MFOB , VI , 1913 , PP . 449 FF . ;و دربارهء زمينهء شورش ابو حمزه نگاه كنيد به طبرى ، ج 2 ، ص 11 - 2009 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، ج 5 ، ص 453 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 246 ) ؛ و ابن اثير ، ج 5 ، ص ص 6 - 385 ، 300 - 297 .