تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از ايشان باقى مانده پر است از نفرت و اهانت به خاندان اموى كه خوارج آنان را خداناشناس مىدانستند . در ميان امويان دو تن بيش از ديگران هدف تير بدگويى خوارج بودند ، يكى عثمان بن عفان و ديگرى يزيد بن معاويه ؛ اولى بواسطهء بدعتهاى زيان‌آور ( بداع ، احداث ) و دومى به دليل هرزگى ، علاقه‌اش به موسيقى ، رقص و شكار كه مؤمنان آنها را كارهايى ناشايست مىدانستند . منابع بارها نمونه‌هايى از گفته‌هاى خوارج دربارهء اين مسايل سياسى را نقل كرده‌اند ؛ لامن براستى يادآور گرديد كه : « خطابه‌هاى خوارج به بررسيهاى تاريخى مانند بود » . « 1 » خطابه‌اى كه عبيدة بن هلال يشكرى ( از افراد قبيلهء تميم كه شمار زيادى از اعضاى آن به دسته‌هاى خوارج پيوستند ) در سال 64 ق / 4 - 683 م در برابر عبد اللّه بن زبير از دشمنان خلافت اموى ايراد كرد ، در اين زمينه بسيار روشنگر است . نافع بن ازرق ، پايه‌گذار فرقهء ازرقى با حاميان خود براى كمك به دفاع اماكن مقدس حجاز در برابر تهاجم سپاه شامى يزيد آمد . اما ازارقه دربارهء جنگيدن در كنار ابن زبير كه از اشراف قريش بود به ترديد افتادند . بنا بر آموزهء آنان آيا وى آوايى دربارهء مسألهء برائت يا كناره‌گيرى از هرگونه همدلى با عثمان و هرگونه ضرورت به گرفتن انتقام خون او بوده است ؟ بنابراين نافع عبيده را دعوت كرد تا به تشريح نظرات فرقه بپردازد و در جريان ايراد خطابه ، از ابن زبير خواسته شد كه بىچون و چرا برائت را تصديق كند : خداوند محمد را كه درود بر او باد فرستاد تا مردم را به پرستش خدا و پالودن باور دينى خود از همهء زوايد بخواند . وى در اين راستا به دعوت پرداخت و مسلمانان به نداى او پاسخ گفتند . وى بىآنكه از پاى بنشيند بر طبق كتاب خدا به كار در ميان مردم آغاز كرد و مقاصد خويش آشكار ساخت تا اينكه خداوند او را كه درود خداوند بر او باد پيش خود برد . پيامبر ابو بكر را به جانشينى خود در
هامش
( 1 ) .. Le califat de Yazid ler , in MFOB , VI , 1913 , P . 450 , n . I .