تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
تانگ داشتند كه مدعى سيادت نظرى بر سرزمينهاى مرزى مشرق ايران بودند ؛ مثلا در 92 ق / 711 م كه زنبيل ناگزير شد شرايط صلح قتيبة بن مسلم را بپذيرد فرستاده‌اى نيز به چين فرستاد و بارى ديگر به پسر آسمان اظهار فرمانگزارى كرد . « 1 » در اين مخالفت سرسختانه با اعراب اهميت تاريخى اين فرمانروايان محلى نهفته است : آنان راه پيشروى اعراب به جنوب و مشرق افغانستان و رسيدن آنان به درهء سند را بستند ، اما شمال افغانستان و بخش بالاى درهء رود جيحون طى نبردهايى كه در نيمهء يكم سدهء دوم هجرى درگرفت به تصرف نيروهاى اسلام درآمد . تازيان گه گاه توانستند تا غزنه ، كابل و باميان لشكركشى كنند ، اما اين سفرهاى جنگى اساسا به قصد دست گشودن به غارت و گرفتن برده بوده است . در يكى دو مورد زنبيلها دست به ضد حمله زدند ، تا بست و سيستان پيش رفتند و موقع اعراب در اين نواحى را دستخوش خطر كلى ساختند . بديهى است كه رقابتهاى داخلى و قبيله‌اى اعراب در سيستان ، و شقاق ميان اهل سنت و خوارج تأثير بازدارنده‌اى بر توسعه‌طلبى بالقوهء عرب داشت . ماهيت دقيق پرستش زون هرچه بوده ، اينقدر هست كه فرهنگ ايرانى بومى زمينداور و زابلستان و نيرو و اعتبار ديرپاى دودمانهاى پس از هپتاليان سد نظامى و فرهنگى استوارى را در برابر اعراب و دين اسلام آنان مىساخت . اين نواحى تا پايان سدهء سوم هجرى / نهم ميلادى يا اوايل سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى هنوز چنان كه بايد به تصرف مسلمان درنيامد ، و ناحيهء كوهستانى و دسترسىناپذير مركز افغانستان ، يعنى ناحيهء غور ، تا پايان سدهء پنجم هجرى / يازدهم ميلادى هنوز ناحيه‌اى كافرنشين بود . « 2 » در درون مرزهاى سيستان ، فاتحان نخستين عرب زرنگ را مركز فرمانروايى خود ساخته بودند و به يارى پادگانى كه همواره در اين شهر مستقر بود از آنجا بر
هامش
( 1 ) .E . Chavannes , Documents Sur Tou - Kiue ( Turcs ) occidentaux , St . Petersburg , 1902 , P . 161 ; cf . Ghirshman , Les chionites - Hephtalites , 113 .( 2 ) - نگاه كنيد به :C . E . Bosworth , The early Islamic History of Ghur'' , CAJ , VI , 1961 , PP . 116 - 33 .