تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
شايد ماركوارت در اصرار اينكه زنبيل / ژنبيل شكل واقعى اين لقب بود محق باشد . وى اين كلمه را واژهء مركبى مىداند كه در بخشى از آن نام خدا آمده است و ريشهء آن به زن داتبر « زن داددهنده » يا زن داذ « زن داده » در فارسى ميانه مىرسد ؛ در مورد نخست ، - بخش داتبر احتمالا در نام جغرافيايى زمينداور ، زمين - داتبر « زمين داددهنده » بازتاب يافته است . « 1 » پاره‌اى منابع غربى در سدهء ششم ميلادى كه به رويدادهاى مشرق عالم ايران اشاره مىكنند گرايشى به تأييد نظر ماركوارت دارند . تئودوروس آناگنوستس ، نويسندهء تاريخ مذهبى مسيحيت كه گفته‌هايش در نوشته‌هاى نيكفوروس كاليستوس و تئوفانس نقل گرديده از
TL ? ouv ao ? EE ? O ?
ياد مىكند و اسقف افريقايى ويكتور توننسيس از تسخير دژ زندابر « 2 » به دست كواذ شاهنشاه ساسانى سخن مىگويد . از اين گذشته ، منابع چينى ، بويژه زاير بودايى هسوان - تانگ و سوئى - شووپئى - شى ( اواخر سدهء ششم و اوايل سدهء هفتم ميلادى ) تأييد مىكنند كه لقب شاهان زابلستان شون - تا بوده است . اين منابع چينى كه همدست ماركوارت ز . ز . م . دوگرو وى را به آنها توجه داده است ، بتازگى بارى ديگر مورد بررسى انتقادى پروفسور ماريوبوسا گلى قرار گرفته كه به نقل از كارلگرن تلفظ باستانى شون - تا را به صورت دزيئوئن - دات
« dz ? 'i ? uen - d a ? t »
- زون - داذ بدست مىدهد . « 3 » زنبيلها زمستان را در گرمسير الرخج قشلاق مىكردند و ييلاق تابستانى آنها بلنديها يا سردسير زابلستان بود ، اما مركز دينى و فرهنگى پادشاهى در زمينداور
هامش
( 1 ) .Das Reich Zabul ' ' , PP . 281 - 1 , 287 .در گذشته درEran Sahrو جاهاى ديگر ، ماركوارت از شكل زنبيل طرفدارى مىكرد كه به تلفظ بومى نزديك بوده است ، اما سندى كه درستى اين فرض را اثبات كند در دست نيست . گفتنى است كه دستنويس تاريخ سيستان كه بهار از آن استفاده كرده نيز اين كلمه را زنبيل مىآورد . ( 2 ) - گفتارهاى اصلى در« Das Reich Zabul »ص ص 9 - 278 نقل شده است . ( 3 ) .Cusanica et Serica . I la Fisionomia religiosa del dio Zun ( o shun ) di Zabul'' , RSO , XXXVII , 1962 , PP . 81 - 3 .