تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
داشتند را مىتوان سخنى واهى دانست و آن را كنار گذاشت . كلمهء الدرارى او كه از زندگينامهء يعقوب در كتاب ابن خلكان نقل شده است البته بايد صفت نسبى الداورى خوانده شود و نه نمونه‌اى از يك كلمهء تركى بسيار كهن . « 1 » كمابيش يك سده پيش از آمدن اسلام به افغانستان برخى از فرمانروايان پادشاهى هپتالى جنوب هندوكش ، مانند تورامانه ( حدود 515 - 490 ) و ميميراكولا ( حدود 44 - 515 ) از هپتاليان قدرت بزرگى در شمال هند ساخته بودند . « 2 » اين چنگ‌اندازى به شمال هند سستى گرفت و قدرت هپتالى اين ناحيه رفته رفته در سراشيب زوال افتاد ، اما در جنوب و مشرق افغانستان ، فرمانروايان هپتالى به صورت امراى محلى به زندگى خود ادامه دادند و چنان كه ديده‌ايم اين اميران لقب زنبيل داشتند . پيدا شدن اين لقب در دوره‌هاى ديرپايى چون خلافت معاويه و هارون الرشيد و روزگار امراى نخستين صفارى « 3 » نشان مىدهد كه قطعا زنبيل لقب پادشاهى بوده نه نام شخصى . با اينهمه شكل دقيق اين لقب هنوز تا اندازه‌اى مبهم است . در منابع عربى كهن اين كلمه غالبا به صورت زتيبل ( به ضم اول ) يا رتبيل ( به فتح اول ) آمده و مرهوب بن احمد جوالقى پژوهشگر كلمات معرب در اوايل سدهء ششم هجرى / دوازدهم ميلادى در كتاب المعرب من الكلام العجمى بالصراحه شكل رتبيل ( به فتح اول ) را بدست مىدهد . « 4 » با وجود اين ،
هامش
( 1 ) .Id . . and . l . . i . M . de Groot . Das Reich Za ? bul und der Gou Zu ? n vom 6 - 9 . Jahrhundert'' . Festsch Edvard Sachar . Berlin . 1915 . P . 275 ;ابن خلكان ، وفيات الاعيان ، ترجمهء باروك ماك گوگن دسلان ، لندن ، 71 - 1842 ، ج 4 ، ص 302 . ( 2 ) - براى بررسى كلى پادشاهى هپتاليان جنوبى زابل نگاه كنيد به :Ghirshman , Les chionites - Hephtalites , PP . 104 - 14 .( 3 ) - ارجاعات در ماركوارت ،Era ? nsahr، ص ص 50 - 248 كه به استفادهء بىربط و نادرست مؤلفان مسلمان ( قبلا ابن خردادبه و مسعودى ) در دادن لقب زنبيل به فرمانروايان ولايات مجاور مانند سيستان و مرزهاى هند اشاره مىكند . ( 4 ) - چاپ زاخاو ، لايپزيگ ، 1867 ، ص 73 .