تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
نواحى زمينداور ، زابلستان و كابل تاخت و هفت مليون درهم مال غارتى به بغداد فرستاد ، و اين بيرون از چهار مليون درهمى بود كه وى از سيستان گرد آورده بود . « 1 » از اين دوره كه پايان سدهء دوم هجرى / هشتم ميلادى است برخى ارقام دربارهء درآمد به دست ما مىرسد كه جهشيارى تاريخنگار آن را بدست مىدهد . اين ارقام برگرفته از سندى است كه وى از دفاتر ديوان خراج نقل مىكند . در اين سند ، درآمد ولايت 4600000 درهم باضافهء هدايايى به صورت 300 دست جامه و 20000 رطل شيرهء نىشكر ( فانيذ يا پانيذ ) « 2 » است . اما اين درآمد را گه گاه به شيوهء ناعادلانه و حتى به زور مىگرفتند . ولايتدارانى كه به سيستان مىآمدند بسرعت تغيير مىيافتند و بسيارى از اين گماشتگان در پى آن بودند تا پيش از آنكه نوبتشان سرآيد جيبهاى خود را بينبارند . زياده‌ستانيهاى مالى در ناآرامى اجتماعى سيستان در سدهء دوم هجرى / هشتم ميلادى سهم فراوان داشته است و خوارج از ناخرسنديهاى برخاسته از اين بيدادگريها بهره‌بردارى فراوان كردند ( به صفحات آينده نگاه كنيد ) . به روايت تاريخ سيستان در پايان سدهء دوم هجرى / هشتم ميلادى شورش خارجى به رهبرى حمزة بن آذرك يا عبد اللّه توانست جريان درآمدى را كه از سيستان به خراسان و تختگاه خلافت مىرفته متوقف سازد . از آن هنگام تا برآمدن يعقوب بن ليث كه نزديك پنجاه سال پس از آن پيش آمد ، مىتوانيم در روايت تفصيلى اين تاريخ محلى فعاليتهاى دسته‌هاى خوارج در روستاهاى سيستان را دنبال كنيم : آنان عاملان ولايت را مىكشتند ، دفاتر ثبت مالياتها را به آتش مىكشيدند و عموما مانع
هامش
( 1 ) - طبرى ، ج 3 ، ص 634 ( ترجمهء فارسى ، ج 12 ، ص 5265 ) ؛ كتاب الوزراء و الكتاب ، قاهره ، 1357 ق / 1938 م ، ص 148 ( ترجمهء فارسى ابو الفضل طباطبايى ، تهران ، بىتا ، 1348 ش ، ص 7 - 246 ) . ( 2 ) - همانجا ، ص ص 30 - 229 ( ترجمهء فارسى ، ص 358 ) ؛ فانيذ يكى از كالاهاى ويژهء مسكان ، ناحيهء مجاور مكران بود نه سيستان ؛ مقايسه كنيد با ثعالبى ، لطايف المعارف ، ص 237 ، ترجمهء انگليسى ، ص 146 .