باشد زبان فارسى مىدانست و آن را با نيازهاى فرمانروايان تازه سازگار ساخت . به گفتهء تاريخ سيستان حسن ديوان خراج آراستهاى در سيستان بنياد كرد و مىگويند كه در همهء چيزهاى ربيع بن زياد ، ولايتدار سيستان معتمد و محرم راز بوده است .
اين ديوان دبيران ، كاركنان مالى ( حساب ) ، ادارهاى براى برآورد نرخهاى ارز و محاسبهء ارزش نقدى مالياتهاى جنسى ( جهبذ « 1 » ) و يك گردآورندهء ماليات ( جابى ) ، يك مستوفى و مميز ، بازرسان ( مشرف ) و كارگزاران تحقيق معتمد ( استواران ) داشت . « 2 »
چون در اينجا از بنياد نهادن دستگاه ديوانى و ادارهء مالى در ولايت نوگشودهء سيستان سخن رفته ، جا دارد به سازمان مالى سيستان در اوايل دورهء اسلامى نيز نگاهى بيندازيم و به بررسى آن بپردازيم . متأسفانه اطلاعات ما بسيار ناقص و پراكنده است . بيشتر اين اطلاعات از سدهء سوم هجرى / نهم ميلادى و پس از آن به دست ما رسيده كه دورهء استيلاى عرب بر سيستان يا سرآمده يا در آستانهء پايان يافتن است . مىتوانيم اين اطلاعات را تا اندازهاى به گذشته نيز تعميم دهيم . اقلام داخلى هزينه كه براى آن درآمدى كنار گذاشته مىشد نسبتا پايدار بود . زيرا اين اقلام همانند عوامل اقتصادى و اجتماعى پايدار ناحيهء سيستان بودند كه برآمدن و برافتادن دستههاى صاحباختياران سياسى تأثيرى بر آن
هامش
( 1 ) - ظاهرا اين بهترين تعبيرى است كه مىتوان از جهبذ كرد ؛ كاربرد آن در سدهء يكم هجرى / هفتم ميلادى ، كاربرد چيزى در تاريخى است كه روزگار آن سرآمده . اما چون اين واژه ريشهء فارسى ميانه دارد ، كاربرد آن در جامعهاى كه بتازگى بافت اسلامى يافته بعيد نيست . براى مفصلترين بررسى دربارهء جهبذ و نقش آن در دستگاه مالى خلافت عباسى در سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى نگاه كنيد بهW . Fischel , The Origin of banking in Mediaval Islam : a contribution to the economic history of the Jews of Baghdad in the tenth Century'' , JRAS , 1333 , PP . 341 FF .همچنين نگاه كنيد به مقالهء او در دايرة المعارف اسلام ، چاپ دوم ، ذيل « جهبذ » ، وF . Loekkegaard , Islamic texation in the Classic Period , Copenhagen , 1950 , PP . 158 - 60 .به گفتهء فيشل از جهبذ نخستين بار در اوايل دورهء عباسى ، يعنى در خلافت منصور نام رفته است .
( 2 ) - تاريخ سيستان ، ص 92 .