تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

3 - سازمان ادارى سيستان

حسن بصرى گذشته از كار تعليمى و تبليغى گويا به كار سازماندهى دستگاه ادارى ابتدايى اين سرزمين نيز مىپرداخته است . مىدانيم كه اعراب بىبهره از كارآيى سياسى ناگزير بودند ساختارهاى مالى و ادارى سرزمينهايى را كه مىگشودند بدست گيرند ؛ و در ايران و عراق در سراسر سدهء يكم هجرى / هفتم ميلادى براى نگهدارى گزارشها و اسناد از زبان فارسى و نوشتار پهلوى استفاده مىكردند . « 1 » تنها در روزهاى ولايتدارى حجاج - به گفتهء جهشيارى تاريخ دقيق آن سال 78 ق / 697 م - بود كه در اداره و اسناد مربوط به سرزمينهاى شرقى كه در بصره مستقر بود ، زبان و خط عربى جانشين فارسى گرديد ؛ و در سطح محلى تا مدتهاى دراز همچنان زبان فارسى به كار مىبردند . منابع مىگويند يكى از موالى سگزى تبار ، به نام ابو الوليد صالح بن عبد الرحمان كه پدرش در ميان اسيرانى بود كه در حملهء نيروهاى عبد الرحمان بن سمره به ناشروذ گرفتار آمده بود و او را براى فروش به بغداد برده بودند ، در اين فرآيند نقل ديوان از فارسى به عربى نقش قاطعى داشته است . « 2 » در بايستهاى ديوانى ولايت تسخيرشده‌اى چون سيستان در اين روزگار نسبتا ساده و سرراست بود : نخست دستگاهى براى گردآورى مالياتها ، و پس از آن
هامش
( 1 ) - به گفتهء بلاذرى در فتوح البلدان ، ص 300 ، ترجمهء انگليسى ، ج 1 ، ص 465 ، لم يزل ديوان خراج السواد و سائر العراق بفارسية ، « بقيهء عراق » را بايد بمعنى سراسر ايران ، عراق عجمى دوره‌هاى آينده و سرزمينهاى مشرق آن ، دانست . ( 2 ) - دربارهء تمامى اين مسأله نقل به عربى به عنوان زبان ادارى نگاه كنيد به :M . Sprengling , From Persian to Arabic'' , American Journal of Semitic Languages and Literatures , LVI , 1939 , PP . 178 FF .با توجه به دوام ديرپاى مذهب خارجى در سيستان ، شايد گفتنى باشد كه به روايت مبرد در الكامل ، قاهره ، 1376 ق / 1957 م ، ج 3 ، ص 215 ، صالح عقايد خارجى داشت .