شاپور ، سركردهء هربدان را بكش و آتشهاى گبركان را برافكن . پس او به سيستان شد بر اين جمله . و دهاقين و گبركان سيستان قصد كردند كه عاصى گردند بدين سبيل . پس مسلمانان سيستان گفتند اگر پيغمبر ما ص با خلفاى راشدين اين كردهاند با گروهى كه با ايشان صلح كردند تا ما نيز اين كار تمام كنيم . اگر نه و نبودست اينجا كارى نبايد كرد كه اندر شريعت اسلام نيست و اندر صلح . بازنامه نبشتند به حضرت [ خليفه در شام ] . بر اين جمله جواب آمد كه نبايد كه ايشان معاهدند و آن معبد جاى ايشانست و ايشان مىگويند كه ما خداى پرستيم و اين آتشخانه را كه داريم و خرشيد [ ؟ جاى پرستش خورشيد ] را كه داريم نه بدان داريم كه گوييم اين را پرستيم ، اما به جايگاه آن داريم كه شما محراب داريد و خانهء مكه . چون برين حال باشد واجب نكند بر كندن ، كه جهودان را نيز كنشت است و ترسايان را كليسا و كبرگان را آتشگاه . چون همه معاهدند ميان معبد جاى ايشان چه فرق كنيم ؟ مىگويند كه ما خداى پرستيم و اين آتشخانه كه داريم و خرشيد را چه فرق كنيم ؟ چه منكرند و نيز دوست ندارند بركندن چيزى و جاى كه ديرينه گردد ، و پيغامبر ما ص اگر خواستى هيچ نگذاشتى الا همه كفر و اديان دون دين اسلام بركندى ، آنكه نكرد و برنكند و بر ايشان به جزيه صلح كرد ، عز اسلام را بود تا هرچند جهان باشد مسلمانان كه حقيقت اعتقاد خويش و دين خويش نگاه كنند ، خداى را تعالى شكرى نو كنند . » « 1 »
عنصر رهبرى زردشتى در سيستان ظاهرا در سراسر سدهء يكم هجرى / هفتم ميلادى به حيات خود ادامه داد . در طى ولايتدارى عبد العزيز بن عبد اللّه بن عامر در دههء نهم سدهء يكم هجرى / هفتم ميلادى از دهقان رستم بن مهر هرمزد نامى ياد مىشود كه سخنگوى مردم سيستان در برابر ولايتدار عرب بوده است . « 2 »
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 4 - 92 ، مقايسه كنيد با :Sadighi , Les mouvements religieux iraniens , PP . 17 - 18 .جابجاييهاى اندكى را كه بهار در متن انجام داده است پذيرفتهايم .
( 2 ) - همانجا ، ص 106 .