كوهستانى ، مانند آذربايجان و فارس كه آيين زردشتى در آنها تا سدهء چهارم و اوايل سدهء پنجم هجرى / سدهء دهم و اوايل سدهء يازدهم ميلادى دوام آورد . اما ديدهايم كه آگاهى محلى در سيستان داراى احساسات نيرومندى از همبستگى دربارهء فرهنگ و سنن باستانى ايران بوده است . گزارش تاريخ سيستان دربارهء نظام درآمد كه ما در بخش آينده بتفيل دربارهء آن سخن خواهيم گفت ، هم از مال جوالى ياد مىكند كه ذميان مىپرداختند و احتمالا بقاياى جوامع زردشتى و مسيحى را در برمىگرفت و هم از يك فقره درآمد غيرعادى به نام مال آذروى كه بهار ، ويراستار كتاب حدس زد شايد بمعنى مال الاجاره يا حق الارض آتشگاه زردشتيان بوده است . با اطلاعاتى كه تاريخ سيستان بدست مىدهد پيداست كه زردشتيان تا اوايل سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى در كرسى ولايت دوام آورده بودند . به گزارش تاريخ سيستان در سال 299 ق / 912 م كه والى سامانى ولايت ، منصور بن اسحاق با شورش هواداران صفاريان از اورنگ امارت سرنگون گرديد به سراى گبرى كه با وى دوستى داشت گريخت . « 1 »
آيين زردشتى در خراسان و كرمان نيز پارهاى سرزندگى خود را نگهداشت .
در سدهء چهارم هجرى / دهم ميلادى در ناحيهء قهستان هنوز شمار زيادى زردشتى زندگى مىكردند - شايد وجود زردشتيان در اين ناحيه به سود شيعيان غالى اسماعيلى بوده كه بعدها توانستند جاى پاى استوارى در آن بدست آورند - و آتشكدهاى هنوز در هرات روشن بود . در كرمان ، تا فتوح يعقوب و عمرو در نيمهء دوم سدهء سوم هجرى / سدهء نهم ميلادى ، زردشتيان همچنان پرجمعيت و بانفوذ بودند . « 2 »
سياست اسلامى كردن كه حكومت ربيع بن زياد پيش گرفته بود ظاهرا
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 30 ، 299 .
( 2 ) - مقايسه كنيد با :Spuler , Iran in Fru ? h - islamischer Zeit , PP . 191 - 2 .( ايران در قرون نخستين اسلامى ، ص 349 ) .