برآيندهاى چندان سريعى ببار نياورد . دستكم در يك گفتار زيباى تاريخ سيستان كه متأسفانه تاريخنگاران عرب اطلاعات آن را تأييد نمىكنند به چنين مطلبى اشاره رفته است . بنابراين مىتوان پذيرفت كه بعدها دست كاتب عربستيزى اين گفتار را به تاريخ سيستان افزوده است . در اين گفتار آمده كه هنگامى كه زياد بن ابيه براى نخستين بار والى عراق و مشرق گرديد با پيروان آيينهاى كهن در سيستان سياست سختگيرى پيش گرفت و آنان را از تظاهر به دينورزى خود بازداشت . سخن جاحظ كه مىگويد زياد براى خاموش كردن آتشهاى مقدس زردشتيان در فارس ، سرزمين مركزى و حياتى امپراتورى ساسانى ، سياست عامدانهاى پيش گرفته بود راست است . عبيد اللّه بن ابى بكره اين سياست را باجرا درآورد و آن را با آتشكدهء كاريان نزديك دارابگرد آغاز كرد . « 1 » اما در پيرامون امپراتورى اسلام كه نگهدارى دستههاى نسبتا كوچك جنگاوران عرب غالبا خطرناك بود و بيم آن مىرفت كه آنها را از ناحيه بيرون كنند ، اوضاع فرق مىكرد ؛ بنابراين در اينكه زياد زيرك و كارآزموده چنين سياستى را آغاز كرده باشد اندكى جاى ترديد است . « 2 » اگر وى چنين سياستى پيش گرفته باشد ، به گزارش تاريخ سيستان كه تماما در زير آورده مىشود ثابت گرديد كه انجام آن ناممكن است :
« آمدن عبيد اللّه بن ابى بكره به سيستان اندر سنهء احدى و خمسين
و او [ يعنى زياد بن ابيه ] فرمان داد كه چون [ عبيد اللّه بن ابى بكره ] آنجا شوى
هامش
( 1 ) - جاحظ ، كتاب الحيوان ، چاپ ع . م . هارون ، قاهره 64 - 1356 ق / 45 - 1938 م ، ج 4 ، ص ص 81 - 479 .
( 2 ) - جدا از ويران كردن آتشكدههاى فارس ، به نظر نمىرسد كه در منابع هيچ اشارهاى به سياست ذمىستيزانهء شديد زياد شده باشد . لامن اشاره مىكند كه اين سياستهاى ارضى و اقتصادى در سواد عراق به سود مردم بومى بوده است نه به زيانشان( « Ziad ibn Abinhi , vice - roi de l'Iraq lieutenant de Mo a ? wia I » , PP . 81 FF . ) .