بىميلى دست كشيدند و به انديشهء تصرف پايدار و بهرهبردارى منظم سرزمينهاى متصرفى رسيدند : « چون تازيان در دست كشيدن از تاخت و تاز و پرداختن به تصرف پايدار ترديد مىورزيدند ، اين كار بكندى انجام مىگرفت » . وى خراسان در اين روزها را چنين توصيف مىكند : « سرزمين پهناورى كه با رباطهاى بسيارى كه داشت پناهگاه گروههاى مقاتله بود كه از بصره به اين سرزمين فرستاده مىشدند » . و سپس به شرح ابهامات و آشفتگيهاى ادارى اين سرزمين ، نامعلومى موقع ولايتدار خراسان ، مناسبات وى با فرادستش والى بصره ، و سرانجام رقابتهاى ميان فرماندهء نظامى يا والى و عامل يا گردآورندهء ماليات و سرپرست مالى ولايت مىپردازد . « 1 » مثلا يعقوبى مىگويد كه در سال 56 ق / 676 م ، عميد خراسان اسلم بن زرعهء كلابى از دادن مالياتى كه گردآورده بود به سعيد بن عثمان ، ولايتدار خراسان خوددارى ورزيد . وى مالى را كه پيش خود داشت نزد عبيد اللّه بن زياد در بصره برد و پيش معاويه از ولايتدار خراسان شكايت كرد و خليفه نيز سعيد را از ولايتدارى بر كنار كرد و اسلم را بجاى او فرستاد . « 2 » جنگ قبيلهاى سخت ميان تازيان ، جنگى كه ميان يمنيها و مضريها ، ازديها و تميميها درگرفت عامل ديگر ناسازگارى و آشفتگى در مشرق ، بويژه پس از مرگ معاويه بوده است ( به صفحات آينده نگاه كنيد ) .
با وجود اين عوامل ، انديشهء سكونت پايدار رفته رفته در مشرق ريشه دواند .
طبرى آغاز استقرار دايمى را به دورهء ولايتدارى ربيع بن زياد در خراسان و بازگشت او از سيستان در 51 ق / 671 م نسبت مىدهد . در اين سال ورود ربيع به خراسان ، زياد بن ابيه 50000 عرب بصره و كوفه را با زن و فرزند به خراسان فرستاد تا در مرزهاى اين سرزمين سكونت گزينند . « 3 » در سال 33 ق / 4 - 653 م
هامش
( 1 ) .. « le califat de Yazid Ier » , MFOB , VI , 1913 , PP . 412 - 13 .( 2 ) - يعقوبى ، تاريخ ، ج 2 ، ص 282 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 172 ) ؛ همان ، البلدان ، ص 298 ، ترجمهء انگليسى ، ص ص 19 - 118 ( ترجمهء فارسى ، ص 4 - 73 ) .
( 3 ) - بلاذرى ، همانجا ، ص 410 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 289 ( ترجمهء فارسى ، ص 294 ) ؛ طبرى -