تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
برقرارى نظم در درون جوامع خود و پرداخت ماليات بودند ، و مسيحيان مطابق قوانين شرعى سريانى - رومى خودشان زندگى مىكردند ، اما احتمالا برحسب شرايط محلى اصلاحاتى نيز در آن كرده بودند . « 1 » در پاره‌اى دوره‌ها ، جامعهء مسيحى حتى از برخى عنايت شاهانه نيز برخوردار مىگشت . گويند مطران نستورى مرو پيكر بىجان يزدگرد سوم ، آخرين شاهنشاه ساسانى را از آبهاى رود مرغاب بيرون آورد و در آرامگاهى كه در باغ خانه‌اش برآورد در خاك كرد . وى گفت مادربزرگ يزدگرد نيكوييهاى فراوانى در حق همكيشان وى كرده بود و در پادشاهى خسرو دوم اپرويز جامعهء مسيحى حرمت يافت : از اين روى مىتوان گفت كه يزدگرد عنصرى از مسيحيت در خود داشت ( لهذا الملك عنصر فى النصرانية ) . « 2 » چنين مىنمايد كه بذر مسيحيت حدود اواخر سدهء چهارم ميلادى در خراسان
هامش
( 1 ) . مقايسه كنيد با :Sachau , ' ' Von der rechitlichen Verhaltnissen der christen imsasanidenreich . ' ' Mitteilungen des Seminars Fu ? r Orientalische Sprachen , Westasiatische Studien , X , 1907 , PP . 69 - 95 .وى يادآور مىشود كه ما تنها يك كتاب قانون در ادبيات سريانى در دست داريم كه به قوانين شخصى مسيحيان مىپردازد ، و ترجمه‌اى ازLeges Constan tini Theodosii Leonisاست . ويرايش و . چاپ آلمانى به كوشش زاخا و به نام :Syrische Rechtsbiichet . I leges const . Theod . Leonis , Berlikn , 1907 .شايد اين اثر بخشى از يك كتاب قانون گسترده‌ترى بوده كه براى مسيحيان نوشته شده بود . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 5 - 2874 ، 4 - 2883 ( ترجمهء ابو القاسم پاينده ، تهران ، بنياد فرهنگ ايران ، 1352 ، 5 / 2154 ؛ ابن اثير ، ج 3 ، 95 ( ذيل وقايع 31 ق ) ؛L . Caetani , Anndi dell' Islam , Milano , 1905 - 26 , VII , PP . 445 , 451 - 2 .كائتانى دربارهء اعتبار و درستى اين داستان ترديد داشت . وى مىانديشيد احتمال دارد كه در دورهء واكنش ايرانيان در روزگار خلافت عباسيان و زوال مسيحيت در ايران ، مسيحيانى كه به دست مسلمانان افتاده بودند و فرمانگزار آنان شده بودند بارگاهى را حرمت مىنهادند و ايراندوستان آن را به بارگاه پادشاهان ساسانى تبديل كردند . وى مىافزايد ، از اين گذشته فتح ايران به دست اعراب رويهم رفته مىبايست جوامع مسيحى ايران را از زير فشار بيرون آورده باشد .