پارهاى اشارات پراكنده بدست مانده و اين اطلاعات را مىتوان با استنباطهايى كه از وضع مسيحيت در مشرق ايران بطور كلى مىشود درآميخت .
وضع و حال مسيحيان در ايران عصر ساسانى هرگز كاملا دور از تنشها و كشاكشها نبوده است . « 1 » شاهنشاهان ساسانى از همان سالهاى نخست پايهگذارى اين دودمان بر جمعيتهاى مسيحى فراوانى در بين النهرين و مرزهاى سوريه و ارمنستان فرمانروايى يافته بودند ، اما اينان نمايندگان تنها يكى از چند آيين غيرزردشتى بودند كه در متصرفات آنان يافت مىشدند . ولى در آمدن قسطنطين بزرگ به آيين مسيحيت رعاياى مسيحى ساسانيان در خاور نزديك را به ستون پنجم بالقوهاى تبديل كرد كه اى بسا چشم آن داشتند تا روميان ايشان را از يوغ اسارت كافران برهانند . كوچاندن مردم از زادبومشان و نشيمن دادن آنها در سرزمينى ديگر از ديرباز در جهان باستان با جنگ همراه بوده است . و از 339 م تعقيب و آزار و كوچاندن مسيحيان ، بويژه در امتداد مرز ارمنستان آغاز گرديده است . در نتيجه در نواحى گوناگون فلات ايران كوچنشينهاى مسيحى بنياد گرديد . از اين گذشته ، پيدا شدن شقاق در كليساى شرقى در سالهاى ميانى سدهء پنجم ميلادى و تقسيم آن به فرق مونوفيزيت ( باورمندان به طبيعت واحد ) يا يعقوبى و نستورى كه هريك دربارهء انسان و صفات الوهى مسيح نگرش جداگانهاى داشتند ، موجب افتادن مركز نستورى ادسا ( الرها ) به دست مونوفيزيتها ( 457 م ) گرديد و در پى آن شمار فراوانى از نستوريان و روحانيان به نواحى گوناگون ايران گريختند .
در اين هنگام كليساى مسيحى امپراتورى ساسانى رسما از كليساى
هامش
( 1 ) . براى يك بررسى كلّى درباره مسيحيان در امپراتورى ساسانى نگاه كنيد به :Christensen , l'Iran Sous les Sassanides ( 1 ) . PP . 253 - 310 , and J . Labourt , le christianisme dans l'empire Perse Sous la dynastie Sassanide , Paris , 1904 .( ايران در زمان ساسانيان ، ترجمهء غلامرضا رشيد ياسمى ، تهران ، ابن سينا ، 1345 ش . چاپ سوم ، ص ص 338 - 282 ) .