تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
سرزمينهاى بيزانسى و ارمنستان جدا گرديد و به كليساى نستورى پيوست . پس از گسستن از بيزانس ، موقع مسيحيان ايران تا اندازه‌اى بهبودى يافت ، اما هرگز به امنيت كامل دست نيافتند . برخى از شاهنشاهان ايران به اديان بديل و گزينه‌اى چون آيين مزدكى روى كردند ، اما براى نگهداشتن قدرت پادشاهى خود رويهم رفته به آيين زردشتى و سازمان روحانى آن متكى بودند . دستگاه دينى زردشتى با برخوردارى از اين موقع بسيارى از پيروان اديان ديگر را به آيين زردشتى درمىآورد . در كتيبه‌هاى كعبهء زردشت گستردن آيين زردشتى را از وظايف بزرگى مىداند كه موبد بزرگ ، كرتيريا كردير در سالهاى پايانى سدهء سوم ميلادى براى خود تعيين كرده بود ، و در اواخر دورهء ساسانى خط مشى سياسى دولت سبب گرديد كوششهايى براى رواج دادن آيين زردشتى در ارمنستان ، گرجستان و آلبانياى قفقاز انجام گيرد . « 1 » بنابراين ، روحانيت زردشتى هرگز آرمان وحدت دينى ايران را از دست ننهاد ؛ گه گاه روحانيان توانستند دست به تعقيب و آزار پيروان اديان ديگر بزنند ، اما در اين زمينه هدف غالبا روحانيت مسيحى بود نه تودهء بىآزار مردم . « 2 » با اينهمه ، در اواخر دورهء ساسانى ، چيزى مانند يك سازش و مصالحهء عمومى ميان اديان پيدا شده بود . مسيحيان نيز مانند يهوديان ، مانويان و پيروان اديان ديگر ، به پايگاه فرودستى و فرمانگزارى خود در كشور تن دادند و زير سرپرستى مطران خود كه در تيسفون بسر مىبرد و اسقفان خود در جوامع جداگانه‌اى سازمان داده شدند كه بسيار همانند نظامى بود كه در اواخر دورهء اسلامى و در امپراتورى عثمانى رواج گرفت . سلسله مراتب روحانى مسئول
هامش
( 1 ) - مقايسه كنيد با :Chaumont , op . cit . , PP . 73 - 7 , and Frye , The heritage of Persia , PP . 219 - 21 .( 2 ) - ن . پيگولوسكايا مىگويد همين كه روحانيت زردشتى موقع و نيروى استوارى در درون دولت بدست آورد تسامح شاهنشاهان نخستين ساسانى دربارهء اديان ديگر ( يعنى مانويت و مسيحيت ) از ميان رفته سختگيرى و تعصب جاى آن را گرفت ، و بويژه مانويان را وحشيانه آزار مىكردند . نگاه كنيد به :Les Villes del'etat iranien aux ? e ? poques par the et sassanide . Contribution a ? l'histoire soctoire de la Parse Antiquite , French , trans . , Paris - Hague , 1963 , PP . 238 - 241 ) .