ج . پ . تيت كه در 1905 به عنوان افسر ارشد نقشهبردارى در گروه حكميت سيستان مدت درازى در اين ولايت بسر برده و از نزديك با سيستان و عوارض زمين آن آشنايى يافته است ، از ويرانههاى فراوانى ياد مىكند كه نشانههاى آشكارى دارند كه در اصل بناهاى زردشتى بودند : « از دورهاى كه آيين زردشتى در سيستان شكوفا بود آثار فراوانى بجا مانده است و جاى سخن نيست كه اين باور دينى مدتهاى دراز پس از فتح سيستان به دست تازيان در اين ولايت رونق داشته و جوامع بزرگ گبران . . . در سيستان يافت مىشده است . فاتحان نخستين پيش از آنكه به تعصب دچار شوند ، تعصبى كه سرانجام آتشهاى مقدس را فرو نشاند و آتشگاهها را كه اين آتشها در آنها مىسوختند دستخوش ويرانى كرد ، با زردشتيان مدارا مىكردند و نسبت به عقايدشان تسامح مىورزيدند » . وى از چندين برج خاموشى ، بويژه نزديك رام شهرستان در جنوب زرنگ ياد مىكند ( رام شهرستان را اصطخرى ، ص 242 ، ترجمهء فارسى ، ص 194 ، كرسى قديم ولايت مىداند ؛ مقايسه كنيد با ابن حوقل ، ج 2 ، ص 417 ، ترجمهء انگليسى ، ص 405 ، ترجمهء فارسى ، ص 154 ، و ياقوت ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 734 ) ؛ از يك ويرانه بالصراحه به نام آتشكده ياد كردهاند . « 1 » البته اين برداشتهاى سطحى را بايد خاكبرداريهاى باستانشناختى استادانه تأييد كند .
2 - كليساى مسيحى در سيستان
سيستان مانند خراسان و مشرق بطور كلى در ميانه و اواخر دورهء ساسانى داراى گروههاى پراكندهاى از جمعيت مسيحى بوده است ، و اين عناصر مسيحى ، گرچه شمارشان رو بكاهش مىرفت ، تا اوايل دورهء اسلامى دوام آوردند . دربارهء وضع كليساى مسيحى در سيستان اطلاعات صريح چندانى در دست نيست ، بلكه
هامش
( 1 ) .Tate , The Frontiers of Baluchistan , PP . 96 - 7 ; Id . , Seistan a memoir on the history , topography , ruins and people of country , Part III , PP . 191 - 7 .