تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
توصيفى كه زكريا بن محمد قزوينى ، جغرافيانويس و كيهان‌نگار سدهء هفتم هجرى / سيزدهم ميلادى از آتشگاه كركويه بدست مىدهد بسيار جالب است ؛ اما متأسفانه وى نامى از منبع اطلاعات خود نمىبرد . وى مىگويد كه بر بالاى بنا دو گنبد نهاده بود كه آن را در روزگار رستم يل برآورده بودند و بر هريك شاخى زده بودند كه مانند شاخهاى گاو بسوى هم خم شده بودند . آتشگاه در زير اين گنبدها قرار داشت و آتشى كه در آن روشن بود هرگز خاموش نمىشد . گروهى از موبدان در خدمت آتش بودند . موبدى كه از آتش پاسدارى مىكرد بيست گام دور تر از آتش مىنشست و دهانش را مىبست تا نفس او آتش را نيالايد . وى با افكندن تركه‌هاى گز در ميان آتش با انبركى سيمين همواره آتش را روشن نگه مىداشت . « 1 » يادآور پرجاذبهء ديگر پايدارى سنتهاى كهن ايرانى در سيستان ، منهاج الدين سراج جوزجانى ، تاريخنگار دربار غوريان در سدهء هفتم هجرى / سيزدهم ميلادى است كه مىگويد در پادشاهى آخرين امير صفارى يمين الدين يا شمس الدين بهرامشاه ( 18 - 612 ق / 21 - 1215 م ) كه در زرنگ بسر مىبرد داستانى شنيد كه مايه‌اى از حماسهء ايرانى داشت . داستان مىگويد كه كودكان به بازى شاه و وزير مىپرداختند و يعقوب بن ليث ، قهرمان آيندهء سيستان اسلامى در بازى نقش شاه را بازى مىكرد . « 2 » دربارهء وضع و موقع آيين زردشتى در سيستان به هنگام آمدن تازيان چيزى
هامش
- به دست ما رسيده تجديد نظر يك سرود پيش از اسلام در دورهء اسلامى است ؛ نگاه كنيد به :G . lazard , les Premiers Poe ? les Persans ( IXe - Xe Sie ? cles ) , Tehran - Paris , 1964 , I , P . 11 .در مروج الذهب ، مسعودى ، چاپ ك . باربيه دومنارو پاوه دوكورتل ، پاريس ، 77 - 1861 ،IV، ص ص 4 - 73 ، بناى آتشگاه كركويه را به بهمن پسر اسفنديار پسر بيشتاسپ نسبت مىدهد . ( مروج الذهب ، ترجمهء ابو القاسم پاينده ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 2536 ش ، ج 1 ، ص 604 ) . ( 1 ) - آثار البلاد و اخبار العباد ، بيروت ، 1380 ق / 1960 م ، ص ص 7 - 246 . ( 2 ) - طبقات ناصرى ، چاپ عبد الحى حبيبى ، / كابل ، 3 - 1342 ش / 4 - 1963 م ، ص ص 8 - 197 ؛ همان ، ترجمهء ه . گ . راورتى ، لندن ، 99 - 1881 ،I، ص ص 29 و بعد ؛ مقايسه كنيد با :Barthold , Zur Geschichte des Persischen Epos'' , P . 157 .