بايد با شورشيان كش ، يعنى محمد بن عبيد و پسران حيان بن خزيم ارتباط داشته باشد ، اما جدا كردن حقيقت از خيال دشوار است .
زادبوم اصلى صالح سيستان بود ، « 1 » و بديهى بود كه بلندپروازى وى از بست متوجه مشرق شود . سد بزرگى كه در برابر وى ايستاده بود ولايتدار قانونى سيستان ، گماردهء طاهريان ابراهيم بن حضين قوسى بود كه مدت چهارده سال بود كه با موفقيتى معقول بر ولايت فرمان مىراند . ابراهيم كه مىدانست بست همواره كانون ناخرسنديها و آشوبهايى بود كه غالبا دامنهء آن به سيستان نيز مىرسيد ، دست به كار فرونشاندن شورش اين شهر گرديد . وى در ميانهء شعبان 239 ق / ميانهء ژانويهء 854 م پسرش محمد را با سپاهى به ناحيهء بست و زمينداور فرستاد . در آغاز جنگ به سود محمد پيش مىرفت . صالح بست را ترك گفت و به بيابان گريخت ، صاحب الشرطهء او ابراهيم بن خالد و بسيارى ديگر از يارانش وى را فرو گذاشته جانب حكومت را گرفتند . با اين همه ، چندان نگذشت كه صالح سپاهش را بازسازى كرد و محمد را ناگزير ساخت كه در كهندز شهر پناه جويد . آنگاه پنهانى از راه بيابان رهسپار سيستان گرديد و در پاى ديوار زرنگ پديدار شد .
ابراهيم بن حضين در درآكار ، يكى از دروازههاى سيزدهگانهاى كه از زرنگ به ربضهاى شهر مىرفتند در برابر صالح درايستاد ، « 2 » اما در جنگى كه در چهار شنبه 21 ذيحجهء 239 ق / 23 مه 854 م درگرفت شكسته شد و ناگزير به دار الاماره در ارك يا كهندز شهر عقب نشست . « 3 » فرماندهان سپاه صالح ، از جمله يعقوب بن ليث
هامش
رقاق آمده است . ابن حوقل ، چاپ دوم ، ج 2 ، ص 419 ، ترجمهء انگليسى ، ص 407 ( ترجمهء فارسى ، ص 156 ) .
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 198 .
( 2 ) - همان باب الخان ( نسخه بدل : باب الكار ) اصطخرى در شرح زرنگ ، ص 240 ، ( ترجمهء فارسى ، ص 193 ) و باب آخان ابن حوقل ، چاپ دوم ، ج 2 ، ص 414 ، ترجمهء انگليسى ، ج 2 ، ص 403 ( ترجمهء فارسى ، ص 152 ) ، است .
( 3 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 4 - 193 ، بواسطهء وصف مفصلى كه جغرافيانويسان ، بويژه اصطخرى از -