بپردازد - البته اين نقب را يعقوب خود پنهانى زده بود . « 1 » اگر چند ترديدهاى فراوانى در جزئيات اين حكايات مىرود ، اما نشان مىدهند كه يعقوب در اوان زندگى خود جوانى زيرك و با تدبير بود ، معيشت خود را با به كار انداختن خرد و انديشهاش بدست مىآورد و به دوستان عيارش ثابت كرد كه شايستگى آن را دارد كه به سركردگى آنان برسد و مىتوانند اميدوار باشند كه با گرد آمدن زير علم او به غنايم فراوانى دست يابند . با پيوستن يعقوب به خدمت صالح بن نصر ( يا نضر ) كرمانى ، « 2 » تاريخ سيستان از جهت پرداختن به زندگى يعقوب به منبعى درجهء يك مبدل مىشود . اين كتاب دربارهء پارهاى از ماجراهاى بسيار مهم مانند تصرف زرنگ به دست صالح نه همان به جزئيات بسيار خرد مىپردازد و گزارش روزبروز با ذكر تاريخ روز بدست مىدهد ، بلكه حكايات آن زمينهء چندين حكايت جوامع الحكايات دربارهء مناسبات يعقوب با صالح است .
نيروى صالح در بست بالا گرفت ، و اين امر را تاريخ سيستان به افزايش نفرات تازه با پيوستن يعقوب و عياران سيستان به صالح نسبت مىدهد . به گفتهء گرديزى يعقوب از سرهنگان سپاه صالح در بست گرديد . « 3 » صالح را مردم بست به اميرى خود بشناختند ، و او خراج ناحيه را براى خود و سپاهيانش برداشت ( محرم 238 ق / ژوئن - ژوئيهء 852 م ) . صالح با اين شالودهء استوارى كه پيدا كرد كوشيد تا قدرت خود را به سيستان گسترش دهد و همهء رقيبانش را از ميدان بدر
هامش
( 1 ) - عوفى ، جوامع الحكايات ، رونوشت دستنويس ، فصلهاى 25 - 11 از قسم يك ، تهران ، 1335 ش / 1956 م ، ص ص 40 - 136 ( - حكايتهاى شمارههاى 12 - 710 در شمارهگذارى نظام الدين . ابن فرقد حكايت سوم شايد ابراهيم بن بشر فرقد ياد شده در تاريخ سيستان است كه از او به نام يكى از اعيان و علماى زرنگ در روزگار تصرف اين شهر به دست صالح بن نصر ياد مىشود . پدر ابراهيم در خلافت هادى عامل گردآورى خراج بود .
( 2 ) - منابع ابن خلكان ، ابن ازهر و عبيد اللّه بن احمد ( ترجمه ، ج 4 ، ص ص 301 ، 315 ) و حمزهء اصفهانى سنى ملوك الارض و الانبياء ، ص 169 ( ترجمهء فارسى ، ص 209 ) به نصر نسبت كنانى مىدهند .
( 3 ) - زين الاخبار ، چاپ نفيسى ، ص 112 ، چاپ ناظم ، ص 11 ، چاپ عبد الحى حبيبى ، ص 139 .