دودمان محبوبى چون دودمان طاهرى در خراسان را برانداخت ، بنياد قدرت خلافت را در جنوب ايران سست و لرزان كرد و تنها تلاش بلندپروازانهء ايشان براى براندازى دولت سامانيان در ماوراء النهر پيشروى آنان را متوقف ساخت .
نويسندگان سنى وابسته به دستگاه خلافت اتهام همدلى صفاريان با خوارج و استفادهء آنان از سپاهيان خارجى را بارها گفتهاند ؛ اما دستكم ، اين اتهام دومى راست است . وزير بزرگ ، نظام الملك طوسى كه ذهنش را انديشهء تهديد اسماعيليان و فداييان ايشان به چهارچوب امپراتورى سلجوقى پر كرده بود ، گام را فراتر نهاده حتى يعقوب را از پيرامون مذهب اسماعيلى مىخواند . « 1 » اما تاريخ سيستان صفاريان را تجسم غرور و ميهندوستى محلى مىبيند ، رهبرانى كه براى مدتى كوتاه سيستان را مركز امپراتورى پهناورى كردند كه گسترهء آن از كابل در مشرق تا مرزهاى عراق در مغرب مىرسيد . گواه اين سخن عنوان بخش تاريخ سيستان دربارهء زندگى يعقوب است كه چنين آمده : « اخبار ملك الدنيا صاحب القران ابى يوسف يعقوب بن ليث و نسبت او و ياد كردن بزرگى كه او بود » . « 2 » تاريخ سيستان در زبان و اشكال عنوان معمولا بسيار محدود است ، در پشت سر اين گزافگويى غرور مردى محلى را مىبينيم كه با مساعى تنهاى خود و بىيارى گرفتن از نسب اشرافى كارهاى بزرگ و برجسته انجام مىدهد .
2 - آغاز كار يعقوب بن ليث و امارت صالح بن نصر
باقى مىماند يك جا كردن آگاهيهاى بدست آمده از تاريخ سيستان با مطالب منابع پيش گفته كه بارتولد به بررسى آنها پرداخته است . تاريخ سيستان يعقوب را از طريق دخالت دادن او با تصرف بست به دست صالح بن نصر ، سركردهء عياران وارد
هامش
( 1 ) - سياستنامه ، فصل سوم ، چاپ ميرزا محمد قزوينى ، تهران ، 1334 ش / 1965 م ، ص 12 ( سير الملوك ، چاپ هيوبرت دارك ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 2535 ، ص ص 29 - 18 ) .
( 2 ) - ص 200 .