روايت اين كتاب كركويه در اصل پرستشگاه شخصى و معبد جاى گرشاسپ بود .
آتشگاه را بعدها كيخسرو و رستم پس از پيروزى بر افراسياب و جادوى او برآوردند تا در نيرو و روشنايى ايزدى كه گرشاسپ در آنجا نهاده بودند سهيم گردند . كيخسرو بخشى از كهندز زرنگ را نيز بازسازى كرد . تاريخ سيستان مىگويد كه هنوز ( در روزگار مؤلف در سدهء پنجم هجرى / يازدهم ميلادى يا در روزگار زندگى ابو المؤيد يك سده پيشتر از آن ) زردشتيان محل آن را مقدس مىدانستند و مىگفتند كه گرشاسپ هوش ايزدى خود را در آنجا نهاده و آن را متبرك ساخته است . تاريخ سيستان متن سرود اخلاص ورزان به آتش مقدس را نيز نقل مىكند ، سرودى كه به گفتهء رمپيس به فارسى نوين است نه فارسى ميانهء دورهء ساسانى :
فرخت بادا روش * خنيده گرشاسپ هوش
همى برست از جوش * نوش كن مى نوش
دوست بدا كوش * به آفرين نهاده گوش
هميشه نيكى كوش * دى گذشت و دوش شاها خدايگانا : به آفرين شاهى « 1 »
هامش
- كرنك يا كرون است كه ياقوت در معجم البلدان ، ج 4 ، ص 269 از آن ياد مىكند . مقايسه كنيد با لسترنج ، همان ، ص 342 كه مىگويد مردم اين محل خوارج و بافندهاند ( ترجمهء فارسى ، 366 ) .
ج . پ . تيت محل كركويه را در كركوشاه كنونى قرار مىدهد كه كهندز و خاكريز بلندى از ويرانههاى ديوارها است و برج و بارو دارد و مردم محل براى ساختن خانهء خود از آنجا آجر مىآورند . وى همچنين مىگويد كه مردم به ويرانههاى كركوشاه حرمت خاصى مىنهند كه احتمالا يادآور تقدس آن در روزگاران كهن است ؟( G . P . Tate The Frontiers of Baluchistan , Travels on the borders of Persia and Afghanistan , London , 1909 , PP . 136 - 8 ; Id . , Seistan , a memoir on the history , topography , ruins and people of the country , Part III , Calcutta , 1910 , PP . 206 - 9 ) .( 1 ) - تاريخ سيستان ص ص 7 - 35 ؛C . Rempis , Die alteste Dichtung in Neupersich''ZDMG , CI , 1951 , PP . 233 - 40 .چون اين شعر در بحرى سروده شده كه در فارسى ميانه رواج داشته ، از اين روى احتمال مىرود شعرى كه -