« كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
( و خدا جنگ را از مؤمنان بس كرد ) . « 1 » آنگاه 5000 تن از نيروهايش را به دستههاى 500 نفرى تقسيم كرد و هر دسته را به خراسان ، سيستان ، كرمان و فارس فرستاد و به آنان بفرمود كه در برابر دراز دستى كارگزاران خليفه از مردم پشتيبانى كنند . روايت تاريخ سيستان در اينجا وارد خيالپردازى و داستانگويى مىشود . در اين داستانگويى حمزه به سفر جنگى هند ، چين ، تركستان و روم مىرود و گور آدم را در سيلان زيارت مىكند و سرانجام پيروزمندانه از راه مكران به سيستان باز مىگردد . ملك الشعراى بهار براستى مىگويد كه احتمالا رويدادهايى كه در اينجا از آنها سخن مىرود با وقايع داستان خيالى دلاوريهاى امير حمزة بن عبد المطلب ، عموى پيامبر درآميخته است . « 2 »
شگفت اينكه تاريخ سيستان دربارهء فعاليتهاى حمزه در سالهاى پس از نوشت و خواند او با هارون الرشيد آشكارا هيچ آگاهى تاريخى ندارد . براى مطلبى كوتاه بايد به گرديزى روى آوريم كه مىگويد عبد الرحمان نيشابورى نيرويى از 20000 غازى در زرنگ گرد آورد و در 194 ق / 10 - 809 م رهسپار جنگ با حمزه گرديد . حمزه تنها 6000 مرد زير فرمان داشت و شكست سختى خورد . گرديزى بخطا مىگويد كه حمزه خود در اين نبرد كشته شد ، اما در سطر بعد بدرستى مىگويد كه مرگ حمزه در سال 213 ق / 828 م رويداد ( به صفحات آينده نگاه كنيد ) . « 3 »
اما تاريخ سيستان سرانجام به گزارش رويدادهاى تاريخى واقعى دربارهء
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 25 .
( 2 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 70 - 169 ؛Scarcia , op . cit . , P . 631 .عقيدهء بهار كه مىگويد داستان تخيلى امير حمزه از قصهء مغازى حمزه ( يعنى حمزهء خارجى ) تأثير فراوان برداشته ، با موافقت فراوان گ . م . مرديت - اوون مواجه شده است ؛ نگاه كنيد به دايرة المعارف اسلام ، چاپ دوم ، ذيل « حمزة بن عبد المطلب » . وى حدس مىزند كه دستكم داستان تخيلى خاستگاه ايرانى دارد .
( 3 ) - گرديزى ، چاپ نفيسى ، ص 105 ( چاپ عبد الحى حبيبى ، ص ص 3 - 132 ) .