تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ندارند . محمد بن اشعث سپاهى را به بست فرستاد ، اما خود درگير شورشى در سيستان شد كه حمدوية بن اشعث عجلى نامى آن را رهبرى مىكرد . حمدويه محمد بن اشعث را بشكست ، اما خود بر دست حرب بن عبيده شكسته شد . در اين هنگام حرب از بست بيرون آمد و خزاين و ستور ايشان هر دو را بگرفت ( پايان سال 199 ق / ژوئيه - اوت 815 م ) . « 1 » چون محمد بن اشعث بىاعتبار بود ، مأمون ليث بن فضل ، معروف به ابن مرسل ( تاريخ سيستان : ابن ترسل ) را به سيستان فرستاد . نخست احمد برادر ليث به زرنگ آمد ( رمضان 199 ق / آوريل 815 م ) ، اما محمد بن اشعث همين كه دريافت ليث را بجاى او به ولايتدارى سيستان فرستاده‌اند نيروهايش را به لشكريان حرب بن عبيد كه بتازگى از او شكسته شده بود يكى كرد و « از جمله سرهنگان » او گرديد . چون ليث بن فضل در جمادى الاولى 200 ق / دسامبر 815 م به زرنگ رسيد با چهار صد سوارى كه همراه داشت شهر را اشغال كرد و به پاك كردن شهر از هواداران حرب دست زد ، اما حرب و محمد بن اشعث با 30000 ( بخوانيد 3000 ؟ ) سوار و پيادهء ساخته و كارى در بيرون شهر بسر مىبردند . در اين هنگام حمزهء خارجى از سوى مكران پديدار گرديد ( گويا از سفرهاى جنگى قهرمانى به نواحى دوردست آسيا بازگشته بود ) ، و ليث بن فضل كه بسيار ناتوان بود و سپاه اندكى داشت در پى آن برآمد با حمزه سازش كند و با او در برابر دشمنان مشتركشان حرب بن عبيده و محمد بن اشعث همپيمان گردد . حمزه از انديشهء اتحاد بگرمى استقبال كرد و در نبردى خونين نيروهاى حرب را بشكست ، محمد بن اشعث به زرنگ گريخت ، اما ليث بن فضل او را بگرفت و دو دست و دو پايش ببريد و پس از آن بكشت . بدين ترتيب تهديد جدى اين شورشى عيار برداشته شد . پس از آن ديگر از حرب خبرى به ما نمىرسد ، و احتمالا در نبرد آخرى كه در آن شمار نسبتا زيادى كشته شدند وى نيز بقتل رسيد . اكنون ليث اوضاع را براى حكومتى چهار ساله سامان
هامش
( 1 ) - همانجا ، ص ص 2 - 171 ، 4 - 173 .