دستنويس پاريس را آورده و به ايتاليايى نيز ترجمه كرده است . وجود اين كار سودمند ما را از تجزيه و تحليل دقيق اين اسناد بىنياز مىسازد .
نامهء هارون الرشيد را دبير او اسماعيل بن صبيح حرانى « 1 » در 21 صفر 193 ق / 14 دسامبر 808 م نوشته است . در اين نامه خليفه حمزه را به اطاعت از احكام قرآن و سنت فراخواند و اقدام خوارج در كشتار كردن كارگزاران و عاملان خلافت در ولاياتى چون خراسان ، سيستان ، كرمان و فارس را نكوهش كرد . با اينهمه ، وى را از كيفر همهء خونهايى كه ريخت و بدكرداريهايى كه كرد زينهار داد ؛ به حمزه گفتند مىتواند همهء مالياتهايى را كه از مردم گرفته براى خود بردارد ، اما به فرمان خليفه گردن نهد و بارى ديگر وارد جامعهء اكثريت سنى شود . « 2 »
پاسخ حمزه از آن جهت كه هنوز ستمهايى را پيش مىكشد كه در روزگاران گذشته از سوى دولت مركزى بر خوارج رفته بسيار جالب است ، اما در آغازهء سدهء سوم هجرى / نهم ميلادى اين شكايات ديگر اعتبارى ندارد و انگيزههاى آنها از ميان رفته است . نگرش اصلى خوارج هنوز ستيز سرسختانه با حكومت بود و عقيده داشتند كه بنياد خلافت از اموى و عباسى بر بيدادگرى نهاده است . از اين روى حمزه از اينكه خود را « عبد اللّه ، حمزه ، امير المؤمنين » بخواند هيچ ترديدى به خود راه نمىداد ، و در ديگر سخنان خارجى سيستانى به دولت عباسى از سر استخفاف با نامهاى ملك و سلطان ياد مىشود و تلويحا صلاحيت اخلاقى آن را كه خود را خلافت و امامت راستين مىدانست انكار مىكرد . همچنين خوارج درخواستند كه حكم خداوند آنگونه كه در قرآن آمده ، سنت پيامبر و سنت دو خليفهء نخست بدون
هامش
-G . Scarcia , Anillusory Problem : « the text of the Tarikh - i Sistan , EW , n . s . , XV , 3 - 4 , 1965 , PP . 277 - 80 .( 1 ) - دربارهء او نگاه كنيد به :D . Sourdel , le vizirat abbaside , I , PP . 185 FF .( 2 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 4 - 162 -Scarcia , « lo Scambio di lettere tra Harun al - Rasid e Hamza al - Harigi » , PP . 633 - 5 , trans . PP . 639 - 41 .