آنجا به بست رفت . در بست ابو العريان نامى كه گويند سرهنگ عياران آنجا بود وى را به سپاه يارى داد . با اينهمه نيروهاى مشترك سيف بن عثمان و ابو العريان نتوانستند محمد بن حضين را از كرسى ولايت بيرون رانند ( 192 ق / 808 م ) .
هرثمه ناگزير شد ولايتدار تازهاى به نام حكم بن سنان به سيستان بفرستد و صالح بن فكاك را به سپهسالارى وى برگزيند . محمد بن حضين ايشان را نيز فرمان نبرد ، اما سرانجام راضى شد با آنان صلح كند و دريافت كه شقاق و جدايى در ميان صاحبان قدرت و حكومت سيستان تنها به سود خوارج ستيزهجو خواهد بود ؛ وى به سيف بن عثمان گفت : « خطبه و نماز آسان است كه مردم كه اندر قصبهاند بر ولايت امير المؤمنيناند . حديث اندر حرب خوارج است » . با اين بهبودى كه در اوضاع پيش آمد حكم بن سنان توانست در بيرون شهرها با خوارج دست به جنگ بگشايد ، اما اين پاتك سرانجام خوشى نداشت و به شكست نيروهاى صالح بن فكاك و مرگ او انجاميد . « 1 »
در اين گير و دار ، سيف بن عثمان خود درگذشت و هارون بارى ديگر عزم كرد به خراسان بيايد و به تن خويش به جنگ خوارج رود . وى از گرگان اتمام حجتى براى حمزه فرستاد و از وى خواست به او كه قدرت حق است تسليم شود .
متن عربى اصلى نامهء هارون و پاسخ حمزه عينا در تاريخ سيستان آورده شده است . « 2 » گ . اسكارچيا در مقالهاش به نام
« Lo Scambio di Letter tra al - Harigi Secondo it « Tarih - i Sistan »
« 3 » متن اين نامه و نسخه بدلهاى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 2 - 161 .
( 2 ) - ص ص 8 - 162 . بغدادى ، ص 79 ( ترجمهء فارسى ، ص 60 ) باختصار از اين نامه ياد مىكند اما مىگويد كه اين نامه در خلافت مأمون فرستاده شد .
( 3 ) - درAIUON , n . s . , XIV ( - Scritti in onore di laura veccia vaglieri ) , PP . 623 - 45 .بايد يادآور شد كه دستنويس پاريس از روى دستنويسى استنساخ شده كه بهار از آن استفاده كرده است .
مقايسه كنيد با :