در حماسهء ايرانى آنچنانكه فردوسى آن را ثبت كرده نيامده است . « 1 »
داستان رستم و زال موضوع اصلى شاهنامه است . اما چنان كه زندهياد ميريجان مدى بتفصيل ثابت كرده فردوسى تمام سيماهاى حماسهء ملى ايران را نشان نداده است . نويسندگان بعدى با گروهى اشعار حماسى كه شمارى از آنها ابيات فراوانى دارند « 2 » اين شكافها را پر كردهاند . شايد هوشمندترين اين نويسندگان شاعر و فرهنگنويس معروف على بن احمد اسدى طوسى ( در گذشته حدود 473 ق / 1080 م ) است كه استادى او در ادب بپاى فردوسى نمىرسد . « 3 » وى در كتاب گرشاسپنامهء خود ( پايان تأليف 458 ق / 1066 م ) از داستانهايى كه دربارهء گرشاسب ، كرساسپهء اوستا و كرساسوهء ( « دارندهء اسب لاغر ميان و تيزتك » ) مهابهاراته وجود داشته بهره برده است . در شاهنامه تنها اشارهء گذرايى به گرشاسپ مىشود ، اما اسدى طوسى در شعر خود از برترى قهرمان خود سخن مىگويد :
1 - سپهدار گرشاسپ تا زنده بود * نه كردش زبون كس نه افكنده بود
2 - به هند و به روم و به چين از نبرد * بكرد آنچه دستان و رستم نكرد « 4 »
بدين ترتيب اسدى طوسى از جريان جداگانهاى از حماسهء ملى بهرهبردارى كرد ، و نيز شايد كه از روايات محلى ناحيهء غزنه و زابلستان استفاده كرد و آن را به جريان اصلى حماسهء ملى پيوند داد . در روايت اسدى جمشيد ، شاه ايران كه به
هامش
( 1 ) - ابن هشام ، سيرة رسول اللّه ، چاپ ووستنفلد ، گوتينگن ، 6 - 1858 ، - ، ص 235 ؛ ( سيرت رسول اللّه ، ترجمهء رفيع الدين اسحاق بن محمد همدانى ، چاپ اصغر مهدوى ، تهران ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 6 - 275 )Id . , Iran S . A . Guillaume , Oxferd , 1955 , P . 162 ; No ? ldeke , Das , iranische Nationalepos , P . 12 ;( حماسهء ملى ايران ، 3 - 32 )W . Barthold , " Zur Geschichte , des Persischen Epos'' , trans . H . H . Schaeder , ZDMG , LXLVII , 1941 , P . 137 .( 2 ) .M . Mole ? , ' ' L , e ? pope ? e irani enne apre ? s Firdosi'' , la Nouvelle clio , V 1953 , PP . 382 FF .( 3 ) - نگاه كنيد به بحث دربارهء ارزش شعرى اسدى طوسى درH . Masse ? ' s Introd . to livre de Gerchasp , II , Parsia , 1951 , PP . XXII - XXIII .( 4 ) .le livre de Gerchasp , I , ed . and trans . Cl . Huart , Paris , 1926 , P . 32 , II . 274 - 5 .