تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
زرنگ و بست . زيرا نمايندگان خلافت بغداد و نگهبانان ايشان كه سپاهيان ثابت بودند در اين شهرها نشيمن داشتند . در بيشتر اين دوره كمتر پيش مىآمد كه خط حكومت مركزى را در بيرون اين شهرهاى بزرگ بخوانند . در اين مراكز جمعيت همواره پاره‌اى حس هوادارى از قانون پيدا مىشد . اگر چند حمزة بن آذرك در آغاز شورش خود توانست براى هميشه همهء درآمد و خراجى را كه از سيستان به بغداد مىرفت قطع كند ، اما مؤلف تاريخ سيستان مىگويد كه با اينهمه ، تا روزگار او مردم زرنگ خلفاى عباسى را برسميت مىشناختند و نام ايشان را در خطبه مىآوردند . « 1 » دور از انتظار نيست كه ريشه‌هاى مذهب خارجى در سيستان را بايد در روستاها و دشتها يافت نه در شهرهاى بزرگ . در دورهء اموى ، مذهب خارجى در عراق ، جزيره و شبه جزيرهء عربستان عمدتا در مناطق روستايى و بيابانى شكوفا شد و هواداران فراوان يافت نه در مراكز شهرى . شايد اين امر بدان سبب بوده كه مذهب خارجى بر اهميت جدايى فيزيكى يا هجرت به مناطقى كه سپاهيان خليفه نمىتوانستند به آسانى در آنجا به تعقيب و آزار آنها بپردازند و نيز جدايى معنوى يا كناره گرفتن از اكثريت كافر يا اهل النار ، يعنى كسانى كه گرفتار آتش دوزخ خواهند شد تأكيد مىورزيد . « 2 »

3 - شورش حمزة بن آذرك خارجى

ابو خزيمه حمزة بن آذرك يا عبد اللّه را تاريخ سيستان يك دهقان ايرانى و « از نسل زاو طهماسب » مىداند . « 3 » در جايى به نام رون وجول‌زاده شد كه مىبايست
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص ص 27 ، 158 . ( 2 ) - شهر بصره با خوارج فراوانى كه در اوايل دورهء اموى داشت استثنايى آشكار است ، اما بصره همواره بخش زيادى از جمعيت خود را از نواحى روستايى اطراف پايين عراق و بيابان نجد مىگرفت ( مقايسه كنيد باPallat , le milieu basrien et la Formation de Gahiz , PP . 203 - 15 ) .( 3 ) - تاريخ سيستان ، ص 156 . اين كنيه را جاحظ در البيان و التبيين ، قاهره 10 - 1380 ق / -