در مشرق بست بسوى الرخج نهاده باشد . در دستنويس بهار از جايى به نام رون ياد مىشود ، اما دربارهء چنين جايى هيچ چيزى دانسته نيست ، و بخش دوم اين نام هنوز روشن نيست جز اينكه شايد برگرفته از جول يا چول بمعنى « كوير ، بيابان » باشد . اسكارچيا براى يافتن توضيح اينجاى نام پژوهش فراوان كرده است . اين نام پنج بار در تاريخ سيستان آمده ، اما گويا هيچيك از جغرافيانويسان مسلمان يادى از آن نكردهاند . اسكارچيا عقيده دارد كه بخش يكم اين كلمه نام ايزد زون است كه به نام ديگرى عطف شده است ؛ و چون تاريخ سيستان يكى از شگفتيهاى رون و جول را ريگ پشتهء جابجا شوندهاى با خواص استثنايى ياد مىكند كه مجاور كوهى نهاده است ، دور نيست كه اين كوه همانى باشد كه پرستشگاه زون را بر آن برآورده بودند ، پرستشگاهى كه در منابع چينى از آن به نام سوناهيلو و در منابع اسلام از آن به نام جبل الزون ياد شده است . « 1 »
طبرى و ابن اثير در گزارش خود از شورش حمزه رهبران را به نام « حمزة بن اترك سجستانى » نام مىبرند ، اما ابن فندق در جايى كه به گزارش تهاجم حمزه به بيهق يا سبزوار مىپردازد از او به نام « حمزة بن آذرك » ياد مىكند . اين صورت دومى كه از نام پدر حمزه بدست داده شده درست است ، زيرا ابن فندق با نقل حكايتى مىگويد اخترگويى به آذرك ، پدر حمزه گفته بود كه پسرش در آينده شورشگر و خونريزى بزرگ خواهد شد ، و پيداست كه آذرك برگرفته از واژهء فارسى آذر « آتش » است . « 2 » بنابراين احتمال دارد كه پدر حمزه در ابتدا مسلمان
هامش
( 1 ) - 1960 م ، ج 4 ، ص 25 به وى مىدهد و در همانجا مىگويد كه ابو خزيمه كنيهء رهبران بزرگ و امراى سپاه است .« lo Scambia di lettere tra Harun al - Rasid e Hamze al - Harigi » , PP . 627 - 8 n . 27 , and « Sulla religione di Zabul » , AIUON , n . s . , XV , 1965 , PP . 125 - 6 , 129 - 33 .( 2 ) - طبرى ، ج 3 ، ص 638 ؛ تاريخ بيهق ، ص ص 5 - 44 ، 7 - 266 ؛ ابن اثير ، ج 6 ، ص 103 . در كتاب جاحظ ، همانجا كه تقريبا از معاصران حمزه است و در مروج الذهب ، ج 8 ، ص 42 ( ترجمهء فارسى ، ج 2 ، ص 600 ) و آثار فرقه شناسانى چون بغدادى ، ص 76 ( ترجمهء فارسى ، ص 56 ) و شهرستانى ، ج 1 ، ص 96 ( ترجمهء فارسى ، ص ص 5 - 164 ) نام وى ادرك و گهگاه بخطا اكرك آمده است .