بنهء گريختگان را به آتش مىكشيد و چهار پايانشان را براى خود برمىداشت . « 1 »
در اوايل دورهء عباسى كه آشفتگى و ناخرسندى سراسر سيستان را در كام خود گرفته بود مذهب خارجى در واقع ريسمان پوسيدهاى بود كه از سر ناچارى به آن چنگ مىانداختند . پارهاى از عوامل ديگر از روايت تاريخ سيستان در طى 150 سالى كه از فتوح تازيان مىگذشت سربرآوردند . بايد گرايشهاى جدايىخواهانهء شهر بست و نيز موقع مرزى آن و نقش آن را كه جاى گردآمدن غازيان و داوطلبان جنگ با نواحى كفر غور و زمينداور در شمال و مشرق بود در نظر داشت . همچنين بايد فعاليت عياران و سرهنگان ايشان را كه به عنوان نگهبانان ظاهرى آرمان مذهب سنت در شهرهاى سيستان فعاليت مىكردند ، اما غالبا رفتارى چون راهزنان داشتند از پيش چشم دور نداريم . از اين گذشته ، سيستان از حيث جغرافيايى ناحيهء جدا افتادهاى بود كه پيرامون آن را كمربندى از بيابان فراگرفته بود ، و مردم بومى دربارهء ولايتداران و كارگزاران عرب كه غالبا آنان را از خراسان يا حتى شهر دوردست بغداد مىفرستادند احساس دشمنى مىكردند . در پارهاى دورهها ، اين كارگزاران را با شتاب گيجكنندهاى تغيير مىدادند ، « 2 » و در دورهاى كه واگذارى قدرت بمنزلهء دادن پروانهء بهرهكشى و بيرون كشيدن حداكثر ثروت ولايت در زمانى كوتاه تلقى مىگرديد ، اين تغيير سريع كارگزاران به سود ايشان بود .
شكايت دربارهء سوء استفادههايى كه ولايتداران از قدرت مىكردند زيادهستانيهاى عاملان يا گردآورندگان زورگوى ماليات بىگمان تأثير بسيار فراوانى در جنبش حمزه داشت و احتمالا در بسيارى از شورشهاى خارجى سيستان نيز تأثير كرده بود . به روايت تاريخ سيستان مخالفت حمزه با حكومت مركزى با كشتن عاملى بىدادگر و ناراست آغاز گرديد و از كشتار عاملان خراسان ، سيستان و كرمان به دست هواداران حمزه بالصراحه سخن رفته است . در
هامش
( 1 ) - بغدادى ، ص ص 8 - 77 ( ترجمهء فارسى ، 8 - 56 ) .
( 2 ) - نگاه كنيد به تغييراتى كه على بن عيسى بن ماهان در 180 ق / 7 - 796 م در ولايتداران سيستان دارد .