تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سيستان ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
درختانى كه آنها به هم نزديك مىگردانيدند مىبستند چنان كه هنگامى كه درختان را رها مىكردند مردى كه بدان بسته بودند دوپاره مىشد . جنگ ميان حمزه و نيروهاى دولتى هنگامى كه خشم ولايتداران خليفه بالا مىگرفت و ناتوانى ايشان در برانداختن هميشگى خوارج آشكار گرديد هر دو سو با خشونت فزاينده‌اى با يكديگر رفتار مىكردند . دشوار مىتوان حدس زد كه آيا جنبش خوارج در سيستان جنبش مردمى بوده يا نه و اگر بوده دامنهء آن تا كجا مىرسيد ، و اين حقيقت كه رشد اين جنبش مسلما تا اندازه‌اى به شكايات مردم محل مربوط مىگشت هنوز به ما آن توانايى را نمىدهد كه پاسخ مثبت روشنى به اين پرسش بدهيم . اسكارچيا هشدار داده كه در تصور اينكه مذهب خارجى ضرورتا جنبشى مردمى بوده زياده ساده‌انديشى نكنيم . « 1 » دربارهء ماهيت روحا اشرافى و انحصارطلب انديشهء خارجى پيش از اين سخن رفته است . هنگامى كه ياران حمزه از ساكنان روستاهاى خراسان ، قهستان ، بادغيس و سيستان انتقام مىكشيدند سختدلى فراوانى نشان دادند و اين كارها نمىتوانست مذهب خارجى را در دل مردم محل عزيز و محبوب گرداند ؛ كسانى كه در پشت ديوار شهرها زندگى مىكردند همواره به خوارج پشت كرده دروازه‌هاى شهرهاى خود را به روى آنها مىبستند . چنان كه بغدادى در اشاره به فعاليتهاى حمزه در ناحيهء پيرامون هرات و پوشنگ مىگويد استعراض دربارهء كسانى كه نظرات خوارج را نمىپذيرفتند منظما انجام مىگرفت . حمزه همواره اسيرانى را كه از نيروهاى دشمنان خود مىگرفت مىكشت ، و چون به پيروزى دست مىيافت بار و
هامش
- خراسان سلمى بوده است ( دربارهء اين كتاب به صفحات آينده نگاه كنيد ) . ( 1 ) - درlo Scambio di lettere tra Harun al - Ras ? id e Homza - al - Harigi Secondo il « Ta'rih - i Sistan » ' ' , AIUON , n . s . , XIV , 1964 , P . 625 n . 16 .كه دربارهء درستى سخن بارتولد در تركستان تا دورهء تهاجم مغول ، ص 13 كه مىگويد مذهب خارجى در سيستان و تشيع زيدى در ولايات كران جنوبى درياى خزر اساسا جنبشهاى مردمى بوده‌اند ترديد مىكند .